تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٥ - تفسير ابيات
بلكه منظور عدم توجه به اراده و تصميم و عدم اطمينان به عليت قاطعانهء كارها و نتايجى است كه انسان عارف انجام مى دهد . يعنى مرد عارف كه مى داند سلطه و نظارت مطلقهء الهى در تمام اجزاء و شئون جهان هستى حكم فرما است ، و چون مى داند كه فيض هستى و تمام قدرتها هر لحظه از خداوند متعال به عالم هستى سرازير مى گردد لذا حالت تسليم راستين به خود مى گيرد و كمترين تكيهاى به كار و كوشش و اراده و تصميم خود نمى نمايد . اين تسليم منافاتى با تقلا و جهد و رنج بردن در زندگانى ندارد ، نهايت امر اين است كه او با تكيه و كار و كوشش نه براى جهان هستى و رويدادهاى قانونىاش وظيفهاى تعيين مى كند و نه براى خدا تكليفى . شاهد اين تاويل اين است كه نسبت كار و كوشش به مردان عارف در راه عالم آخرت مى دهد ، با اين كه آخرت جاى كار و كوشش نيست . نيز مى گويد :
كار دنيا را ز كل كاهلترند در ره عقبى ز مه گو مى برند
تفسير ابيات مردى در هنگام مرگ ، وصيتى كرده بود . اين مرد سه پسر مانند سرو روان داشت كه جان و روان خود را به آنان وقف كرده بود . در وصيت خود چنين گفته بود كه : من هر چه كالا و سيم و زر دارم ، به آن فرزندم بدهيد كه از همه تنبلتر است اين وصيت را به قاضى كرد و شراب مرگ را سر كشيد .
فرزندان آن مرد به قاضى گفتند : ما هيچ يك از وصيت پدر روى گردان نخواهيم گشت ، مى شنويم و اطاعت مى كنيم و هر چه پدرمان گفته است ، در حق ما نافذ است .
مانند حضرت اسماعيل عليه السلام هستيم كه از فرمان پدرمان اگر چه ما را قربانى كند سر پيچى نخواهيم كرد . سپس قاضى گفت : هر يك از شما داستان تنبلى خود را از روى عقل و خردى كه دارد باز گو كند .
((٤٨٨٥)) تا ببينم كاهلى هر يكى تا بدانم حال هر يك بىشكى