تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٦ - مولاى حقيقى خدا است كه توانسته است پيامبران را از زنجير گران بار خود طبيعى رها كند و آنها را به منصب مولايى برساند
هر وقت كه ديديد يا شنيديد كسى كه دست و پاى خودش به طور اجبار در زنجير آهنين بسته شده و مى گويد : من مى توانم زنجير فولادين جبر را از دست و پاى شما بر كنار بسازم ، يا خود عقل ندارد يا مى خواهد به عقل شما بخندد و به قول جبران خليل جبران : « من به وعظ و اندرز آن سرباز در بارهء دفاع از وطن كه خود او به جهت تن پرورى در جبهه شكست خورده است هرگز نمى توانم گوش بدهم . » مولاى حقيقى خدا است كه توانسته است پيامبران را از زنجير گران بار خود طبيعى رها كند و آنها را به منصب مولايى برساند جلال الدين در ابيات مورد تحليل مى گويد :
((٤٥٤٠)) كيست مولا آن كه آزادت كند بند رقّيت ز پايت بركند
((٤٥٤١)) چون به آزادى نبوّت هادى است مؤمنان را زانبيا آزادى است
انرژىهاى كلان فكرى صرف مى شود و سرمايه ها مستهلك مى گردد ، مغزها خسته و فرسوده مى شود ، زنجيرى را از دست و پاى يك فرد يا يك جامعه بر مى دارند ، زنجير ديگرى مساوى اولى ، يا گران بارتر و تنگتر از اولى را به دست و پاى او مى زنند . زنجير جهالت را كنار مى گذاريم و دانش حرفهاى را كه فقط براى تقويت خود طبيعى مناسب است به جايش مى نهيم . بارها در زندگانى خود شنيده و خواندهايم كه آن چه كه از دست انسانها بر مى آيد كار و كوشش است كه زمينه را براى وصول به هدف آماده و موانع را از پيش پاى آنان بر مى دارد ، اما سازندهء هدفها و قابل وصول كنندهء آنها مربوط به عنايت ربانى خدا است . ما جز اين كه از مقدار ناچيزى از آزادى برخوردار بوده بكار بيندازيم كار ديگرى نمى توانيم انجام بدهيم . اما وقتى كه همين مقدار ناچيز از آزادى را مورد اهميت قرار بدهيم رو به افزايش مى رود ، يعنى زمينهء افزايش آزادى را به تدريج در درون خود فراهم مى سازيم .
چنانكه با اهميت دادن به فعاليتهاى تعقلى زمينهء افزايش عقل در مغز ما آماده تر مى گردد .