تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٢ - تفسير ابيات
امروزه كسى نيست كه دخترى را زنده به گور كند ، اما اين احترام ناشى از ارزيابى دختر و صنف زن نيست ، زيرا به جهت محروميت از آزادى روحى هر دو صنف مرد و زن و دختر و پسر در نو بهار زندگانى بدون اين كه زحمت در گور كردن خود را به ديگران بدهند با دست خودشان تيشه به ريشهء نهال زندگيشان مى زنند و خود كشى مى نمايند و بزرگانشان هم جز تماشا چارهء ديگر ندارند .
همهء اين تيره بختىها و تزلزل در حيات بيش از يك علت ندارد و آن اين است كه بشر امروزى مولا ندارد .
او براى خود مولاهاى فراوانى تراشيده است ، و زندگانى خود را در راه آن بتهاى بىزبان به پايان مى رساند ، كار مى كند و مى كوشد و هدفى جز وصول به لذايذ و ظواهر فريبنده ندارد . اين آرمانها كه هر يك مولاى مخصوصى براى انسان امروزى تلقى شده است ، امروز او را مى خواند و همان مولا فردا در اشك سوزان غوطه ورش مى سازد .
« يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّه أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِه لَبِئْسَ اَلْمَوْلى وَلَبِئْسَ اَلْعَشِيرُ ٢٢ : ١٣ . » [١] ( كسى را مى خواند كه ضررش نزديكتر از نفعش مى باشد ، اين خوانده شده كه تمام نيروهاى انسان بىنوا را مستهلك مى سازد ) مولا و پيشواى بدى است كه گروه بدى را دنبال خويش مى كشد ) .
آزاد ساختن مردم از زنجيرهاى گران بار طبيعى كه مانند مگسهاى ناچيز دور شيره ى خود طبيعى انسانى گرد آمدهاند ، بدون تعين يك مولا كه ماهيت او را عوض كند و نگذارد مگسها و حشرات طبيعت به روح او راه يابند امكان ندارد . تاكيد مكرر قرآن مجيد در موضوع مولا چه علتى بالاتر از اين دارد كه روح انسانى را از آن همه عوامل پست حيوانى آزاد نموده و او را به مبدء مطلق خود بسپارد .
« وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ الله مَوْلاكُمْ نِعْمَ اَلْمَوْلى وَنِعْمَ اَلنَّصِيرُ ٨ : ٤٠ . » [٢]
[١] سوره الحج ، آيهء ١٣ . .
[٢] سوره الانفال ، آيهء ٤٠ . .