تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٠ - اى بدن ، اى كج انديش معكوس رفتار ، لحظاتى چند مرا به حال خود وا گذار ، باشد كه من هم طعم آزادى را به چشم
و از اشتباهى به اشتباه ديگر و از نگرانى به نگرانى ديگر مى پردازد . پس چرا نبايد رفتارى كه موافق با خرد و اعتدال باشد در پيش گيريم . مسلما بايد اميال طبيعى و ضرورى را اقناع نمود ، چه شرط اوليه براى حفظ تعادل يك زندگانى مرفه به غير از اين نمى باشد و همچنين مى تواند بدون هيچ اشكال ، هنگامى كه اوضاع و احوال مساعد است و به شرط توليد نشدن عاداتى كه بعدا آدمى بردهء آن عادت مى گردد ، اميال طبيعى و غير ضرورى را نيز اجابت كرد . ولى راجع به اميالى كه نه طبيعى و نه ضرورى هستند ، يك تصميم بيش نبايد گرفت و آن انصراف كامل از بر آوردن آنها و كشتن و خفه كردن آنها است . » [١] و نيز در ص ٣٩ از ماخذ مزبور در مدح شجاعت مى گويد : « شجاعت است كه در نبرد آزادى بخش با اميال ، ما را به پيروزى مى رساند » تقسيمى را كه اپيكور در بارهء اميال بيان مى كند ، بسيار خردمندانه بوده و اگر بعضى از مطالب اپيكور را در فلسفهء او به جهت داشتن تناقض ناديده بگيريم ، فلسفهء او را در بيان اميال و رها شدن از زنجير آنها قابل تحسين مى دانيم . بهر حال - نامحدود بودن اميال طبيعى و پاسخ مثبت به آنها ، با محدوديت امكانات اشباع اميال و اشتياق روان آدمى به كمال اعلا سازگار نمى باشد .
دو عامل بسيار نيرومند و اساسى وجود دارد كه نامحدود بودن اميال طبيعى و پاسخ مثبت به آنها را حماقت بارترين كار انسانى نشان مى دهد :
عامل يكم - محدوديت وسايل و امكانات اميال . در اين دنيا كسى را سراغ نداريم كه آن چه را كه خواسته است ، به دست آورده و خواهشهاى خود را اشباع نموده باشد ، مگر اين كه قدرت ميل و تمناى آدمى آن قدر كاهش بيابد كه از بروز ميل و خواهش جلو گير شود ، زيرا - انسانى كه قدرت طبيعى او براى به وجود آوردن اميال و آرزوها كامل است ، هرگز نمى تواند ميلى نداشته باشد و خواهشى در سر نپروراند .
اما بديهىتر از همه چيز اين است كه امكانات اشباع اين اميال بىحد و مرز
[١] فلاسفه بزرگ ، اپيكور تأليف اندره كرسون ، ترجمه عمادى ، ص ٣٦ و ٣٧ . .