تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٢ - سلسلهء عوامل درك و تعقل آدمى از قواى دريافتهاى عالىترى تبعيت مى كند و تاثر مى پذيرد
اجزاء متشكل درونى است ، براى شناسايى چگونگى آنها بر نهيم و ببينيم آيا احساسات ما به انديشه منطقى ما غلبه مى كند ، يا بالعكس ؟ آيا اراده ها و تصميمهاى ما مطابق تعقل و انديشهء منطقى ما تحريك مى شود ، يا احساسات ما در اين تحريك دخالت بيشتر مى ورزد ؟ و اگر ما از قدرت عالىترى در بر نهادن خويشتن برخوردار بوده باشيم ، مجموع اجزايى را كه من را تشكيل مى دهد ، براى آگاهى و موازنه مطرح مى كنيم .
اين قضيه مسلم است كه ما مى توانيم از چنين آگاهىها عالى و عالىتر بهره مند شويم . اينك اين سؤال پيش مى آيد كه در آن موقع كه همهء اجزاى من براى آگاهى و موازنه بر نهاده مى شود ، بررسى كننده و به اصطلاح قضاوت كننده در اين موازنه چيست ؟ بعضى از مكاتب چنين پاسخ مى دهند كه بررسى كننده و به اصطلاح قضاوت كننده يكى از نمودهاى مغزى ما است كه محصولى از تفاعل و تشكل نيروهاى موجوده در آن مى باشد . اگر جريان آگاهىها تنها در آگاهى و موازنهء مجموع اجزاى من منحصر بود ، پاسخ مزبور قانع كننده بود ، ولى با مشاهدهء آگاهىهاى ما فوق ، انحصار مزبور به دليلى مستند نمى باشد .
اكنون قسم ديگر از آگاهى را هم مورد توجه قرار مى دهيم و مى بينيم كه ما مى توانيم مجموع اجزاى درونى خود را در مقابل آن نمود بررسى كننده قرار داده ، از خود به پرسيم كه آيا آگاهى و بررسى نمود مزبور در همهء اجزاى موجوديت ما صحيح بوده و يا ممكن است به خطا رفته باشد ؟ در اين مورد حتى خود نمود بررسى كننده براى آگاهى و بررسى مطرح شده است ، پس با اين بررسى و آگاهى فوق مى فهميم كه به قول جلال الدين :
((٣٩٣٥)) هست پنهان حاكمى بر هر خرد هر كه را خواهد به فن از خود برد
اين نمود به اصطلاح مكتب مزبور و اين من به اصطلاح ديگر حتما ما فوق احساس و انديشه و تعقل و حتى ما فوق نمود يا من بررسى كنندهء نخستين است كه با محصولى از تفاعل فعاليتهاى مغزى قابل توجيه و تفسير بود .