تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١١ - سلسلهء عوامل درك و تعقل آدمى از قواى دريافتهاى عالىترى تبعيت مى كند و تاثر مى پذيرد
((٣٩٣٥)) هست پنهان حاكمى بر هر خرد هر كه را خواهد به فن از خود برد
((٣٦٣٦)) آفتاب مشرق و تنوير او چون اسيران بسته در زنجير او
((٣٩٣٧)) چرخ را چرخ اندر آرد در زمن چون بخواند در دماغش نيم فن
((٣٩٣٨)) عقل كاو عقل دگر را سخره كرد مهر زو دارد وى است استاد نرد
سلسلهء عوامل درك و تعقل آدمى از قواى دريافتهاى عالىترى تبعيت مى كند و تاثر مى پذيرد اين اصل را كه جلال الدين گوشزد مى كند ، در دو نوع جريان درونى قابل مشاهده است :
نوع يكم - بر نهاده شدن خود آدمى براى خويشتن .
به توضيح اين كه ما مى توانيم يكى از اجزاى كالبد مادى خود را مورد توجه و آگاهى قرار بدهيم و به اصطلاح فلسفى آن جزء را در صحنهء آگاهى خود بر نهيم مانند دست و پا و چشم و سر و مو و غيره ذلك و بگوييم .
دست من ، پاى من ، چشم من و همچنين . . . نيز ما مى توانيم همهء اجزاى كالبد مادى را به شكل يك مجموعه متشكل در عرصهء آگاه خود بر نهيم و به موجوديت مادى خود آگاه شويم .
گاه ديگر جزيى از اجزاى درونى خود را براى آگاهى بر مى نهيم ، مانند انديشهء من ، احساسات من ، تخيلات من ، ارادهء من ، تصميم من و غير ذلك . همچنين مى توانيم مجموعهء متشكلى از نيروها و فعاليتهاى درونى خود را براى آگاهى برنهاده و آنها را با يكديگر مقايسه و موازنه نماىيم و موضوع آگاهى را كه مجموع