تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٨ - مطلب دوم - معناى اصالت و پايدارى مغز چيست ؟
پس از تحقق كم يا بيش راه نيستى را در پيش مى گيرند ، يا تغيير موقعيت مى دهند و از ديدگاه آدمى بر كنار مى شوند ، مانند دوران بازىهاى كودكانه ، خيالات ، حركات جبرى فرد و اجتماع كه عوامل خارج از زمينه ها و هدفهاى اصيل موقعيت او را در جهان هستى و زندگى تشكيل مى دهند . همچنين ساير معانى را كه در بالا گفتيم با وجوه و اعتبارات گوناگون مى توان در حقايق و رويدادهاى جهان و انسان تفسير و توضيح داد .
مطلب دوم - معناى اصالت و پايدارى مغز چيست ؟
شايد نسبى بودن معانى چهارگانهء مغز و پوست بعضى اشخاص را به آن وادار كند كه اصالت پايدارى مغز را منكر شوند و بگويند : چون هيچ حقيقتى براى ابد پوست و هيچ حقيقت ديگر براى هميشه مغز نيست ، بلكه در جويبار تحولات پوست ديروزى به مغز امروزى يا فردايى مبدل مى گردد و بالعكس ، و عين اين نسبيت در بارهء مغز با معانى چهارگانه اش قابل تحقق است .
لذا بايد گفت : اصالت نه با پوستها است و نه با مغزها ، بلكه اصالت از آن تحول و شدنها مى باشد .
مى گوييم : صداى اين ترديد در اصالت مغزها ، از اطاق مجاور نسبيت افراطى كه آن را قهوه خانهء نهيليستها ناميدهايم بر مى آيد . مگر كسى نيست از اين نسبيون افراطى بپرسد كه مگر خود نسبيت ، تحول از واقعيات ثابتهء جهان و انسان نيست ؟ مگر قوانين حاكمه بر انواع تحولها و نسبيتها واقعيات ثابتهء ديگرى نيستند ؟ اين واقعيات را در نظر بگيريم :
١ - حيات از گذرگاه ماده و شئون آن نمودار مى شود .
٢ - انتقال از نقطهاى به نقطهء ديگر كه كوچكترين جزء آن دو را از يكديگر جدا كرده است ، به طى مسافت نيازمند است ٣ - رو بناى طبيعت در مجراى خود از قانون عليت به معناى عمومى پيروى مى كنند .