تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٨ - حكايت امر دو كوسه در خانقاه با لوطى تدبير امرد
در بيان حديث منهومان لا يشبعان : طالب العلم و طالب الدنيا
روايت
تفسير ابيات
بحث شاه زادگان با همديگر در آن قصه و مقالهء برادر بزرگتر
در بيان حديث منهومان لا يشبعان : طالب العلم و طالب الدنيا
((٣٨٨٣)) كان رسول حق بگفت اندر بيان اين كه منهومان هما لا يشبعان
((٣٨٨٤)) طالب الدنيا و توفيراتها طالب العلم و تدبيراتها
((٣٨٨٥)) پس در اين قسمت چو بگمارى نظر غير دنيا باشد اين علم اى پدر
((٣٨٨٦)) غير دنيا پس چه باشد ؟ آخرت كت كَند زاين جا و گردد رهبرت غير دنيا آخرت باشد يقين كان برد زاينجات آن جا اى امين
روايت « منهومان لا يشبعان : طالب العلم و طالب الدنيا . » (١) ( دو گرسنه حريصاند كه سير نمى شوند : جويندهء علم و جويندهء دنيا . ) تفسير ابيات آن رسول خدا در بيانش فرمود : دو گرسنهء حريصاند كه هرگز سير نمى شوند : جويندهء دنيا و مزاياى آن و جويندهء دانش و تدبيرهاى دانش . اگر در اين تقسيم به دقت بنگرى ، خواهى ديد : علم غير از دنيا و در مقابل آن منظور شده است .
هر چيزى كه دنيوى نباشد ، مربوط به سراى آخرت است كه ترا از اين جهان جدا مى كند و به سوى آخرت رهنمون مى گردد .
بحث شاه زادگان با همديگر در آن قصه و مقالهء برادر بزرگتر
((٣٨٨٧)) رو به هم كردند هر سه مفتتن هر سه را يك درد و يك رنج و حزن
((٣٨٨٨)) هر سه در يك فكر و يك سودا نديم هر سه از يك رنج و يك علت سقيم
((٣٨٨٩)) در خموشى هر سه را خطرت يكى در سخن هم هر سه را حجت يكى
((٣٨٩٠)) يك زمانى اشك ريزان هر سه شان بر سر خوان مصيبت خون فشان
((٣٨٩١)) يك زمان از آتش دل هر سه كس برزده با سوز چون مجمر نفس
(١) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج ٤ ص ٥٠٤ . .