تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - ٩ - نظريهء بىمحاسبهء راسل در بارهء اين برهان
نيست . » [١] با تمام عظمت مغزى كه كانت را در سر تا سر شرق و غرب مشهور گردانيده است ، اين برهان را آنچنانكه شايستگى داشته رسيدگى نكرده است . اگر كانت به طور كامل به درون خود مراجعه مى كرد ، اين حقيقت را مى ديد كه او حقيقتا موجود كامل را در مى يابد زيرا به اضافهء اين كه او مرد منطقى بود و مى دانست كه خواه خدا را اثبات كند يا او را انكار نمايد يا در بارهء او ترديد داشته باشد ، بالاخره موضوع خدا براى او كاملًا قابل دريافت است كه مى تواند او را اثبات يا نفى يا در بارهء او ترديد كند . كانت با برهان اخلاقى خدا را اثبات مى كند ، بنا بر اين اگر او بگويد : تصور موجود كامل هرگز هستى او را ايجاب نمى كند ؟ اين قضيه تصديقى است كه كاملترين موجود را به عنوان موضوع قضيه دريافت نموده است . اين دريافت به طور منطقى قطعى تصديق به وجود خدا را در بردارد . زيرا به مجرد احتمال اين كه خدا ممكن است وجود نداشته باشد ، تصديق اولى كه عبارتست از دريافت او باطل مى شود . پس همان مثالهايى را كه در نظر گرفته است ( زاويه داشتن مثلث ) و ( شيب داشتن كوه ) بسيار بجا بوده ، و اگر كوه دريافت شده است حتما موضوعى داراى شيب دريافت شده است .
اعتراض فروغى هم از همين نكته مردود مى شود كه ما هم نمى گوييم : بايستى هر كسى چنين توجه داشته باشد ، بلكه مى گوييم : چنين توجهى ممكن است و بر فرض توجه مزبور ، وجود او اثبات مى شود .
به طور كلى ذات خداوندى عين وجود او است و مانند ساير موجودات نيست كه مفهوم ذاتش غير از وجودش بوده باشد - دوباره تكرار مى كنيم و مى گوييم :
كسانى كه واقعا مى خواهند در اين برهان بررسى داشته باشند ، تنها به همين مقدمه توجه كنند كه آيا در درون خود كاملترين موجود را در مى يابند يا نه ؟ اين
[١] سير حكمت در اروپا ، فروغى ، ج ٢ ص ١٥٤ و ١٥٥ . .