تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٠ - عالىترين جلوه گاه آگاهى آدمى كه انديشه است ، نيز پر از واحدهايى است كه ناخود آگاه سر مى كشند و موجى مى زنند و رشتهء انديشه را به وجود مى آورند
مى افتند ، اگر چه با نظر به رويهء طبيعى جريانات مزبوره مورد آگاهى تلقى مى شوند ، ولى با توجه به سه موضوع معلوم مى شود كه حتى انديشه هاى منطقى مورد آگاهى نيز در مجراى ناخود آگاهى قرار مى گيرند :
موضوع يكم - انگيزه و عواملى كه موجب تفكر در بارهء موضوعات مخصوصى مى گردند ، نيز انتخاب رشته هاى معين از معارف كه از روى اختيار و اشتياق صورت مى گيرد ، از روشنترين دلايل اين مدعا است كه هر كسى به جهت داشتن عوامل شخصى درونى از قبيل عوامل وراثت و عناصر تثبيت شده شخصيت خويش در مجراى تفكرات مخصوص قرار مى گيرد و مغز خود را در آن مجراى مخصوص بارور مى سازد . مطابق بررسىهاى عينى ، اين پديده به طور فراوان ديده مى شود كه رشتهء تفكرات آدمى حتى از دوران كودكى نيز خود را نشان مى دهد و موضوعات مورد علاقهء كودك همانها است كه در دوران جوانى و ميانسالى و كهن سالى با اشكال گوناگون مطلوب واقع مى گردد . بنا بر اين مى توان گفت : آن عامل غير اختيارى واحدهاى معينى از تفكر و خواسته ها را كه به دنبال خود مى كشد ، با يك نظر از آگاهى و اختيار صد در صد برخوردار نمى باشد .
موضوع دوم - هدف گيرهايى است كه انديشه هاى مناسبى را در مغز انسان به جريان مى اندازد . اين هدف گيرىها اگر به طور دقيق مورد تحليل قرار بگيرد ، خواهيم ديد كه هيچ هدفى در جريانات فكرى وجود ندارد مگر اين كه قيافهء معينى از موضوع را نشان مى دهد كه شايستهء هدف گيرى تلقى شده است . اين قيافهء معين را عوامل محيط و خواسته هاى ساير انسانها يا اشباع غير اختيارى درون خود متفكر به وجود آورده است ، و به طور كلى او مى بيند كه موضوع مفروض شايستهء به دست آوردن به وسيلهء انديشه است ، اما اين كه آن موضوع از نظر عناصر اولى و تشكلات تركيبى چيست و آيا با تغيير شرايط ذهنى و بروز يك بارقهء ناگهانى ، وضع آن هدف چه مى شود ؟ مورد توجه انسان در حال انديشه قرار نمى گيرد ، لذا آگاهى آدمى به جريانات فكرى يك آگاهى نسبى و مشروط است كه خواسته هاى زندگى معمولى آن را آگاهى مطلق و غير مشروط مى نماياند .