تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - اگر بخواهيم حقيقتى را به بينيم ، بايد با چشم خود به بينيم و اگر بخواهيم صدايى را بشنويم بايد با گوش خود بشنويم و اگر بخواهيم واقعيتى را از راه انديشه دريابيم بايد خودمان بيانديشيم
« واقعيت را دريافتهام ، زيرا ديگران انديشيده و واقعيت را دريافتهاند » شايد اين ادعاى ما را به مجرد مطالعه حمل به گزاف گويى كرده و باور نكنيد ، ولى اگر شما خود از آن كسانى نباشيد كه ديدن ديگران را ديدن خود مى دانيد و شنيدن و انديشيدن ديگران را شنيدن خود تلقى نمودهايد ، مى توانيد با كمى دقت اين حقيقت را تصديق كنيد كه تاريخ فرهنگ بشرى از هيچ دردى جز كمبود صاحب نظران آگاه نالهاى ندارد .
اگر ميلياردها كتاب و آثار فرهنگى را به عناصر اوليهء آنها تحليل كنيد ، خواهيد ديد : سر سلسله هاى معارف بشرى كه واقعا توانستهاند بدون تاثير از ديگران حقيقتى را به فرهنگ بشرى اضافه كنند ، كمتر از آن هستند كه بتوان يك مجلد كتاب صد صفحهاى را از نامهاى آنان پر كرد . اين است حال معارف بشرى در بارهء كليات و مبانى اساسى دو قلمرو انسان و جهان . در اين دو بيت دقت كنيد :
كاش دانايان پيشين باز گفتندى تمام تا خلاف ناتمامان از ميان برخاستى
مير فندرسكى
سخن هر چه گويم همه گفته اند بر باغ دانش همه رفته اند
فردوسى اين جمله را هم دقت كنيم :
« تقريبا نطفهء تمام سيستمهاى جهان بينى بشرى را مى توان در اشكال متنوع فلسفهء يونان قديم پيدا نمود . » [١] فردريك ا .
لذا اگر دقت و تتبع لازم و كافى در افكار تازهء هر دوره به عمل بياوريم ، خواهيم ديد كه عناصر محدودى از مغزهاى محدودى به وجود مى آيند و راه هاى گوناگونى پيش پاى انديشمندان باز مى كنند و همان راه ها ، راه هاى فرعى ديگرى را نشان مى دهد و موجب كثرت معلومات ما مى گردد .
[١] ماترياليسم ديالكتيك و مكتبهاى فلسفى يونان قديم ، م . ح كاوه ، پيش گفتار ، ص ٧ . .