تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - تدبير موش با چغز كه ميان ما وسيلتى بايد كه به وقت حاجت بر تو نمى توانم آمدن و سخن گفتن
آيه
روايت
اگر محبت و معرفت الهى در اعماق جان ما نفوذ كند ، مى توانيم تمام لحظات زندگى را در حال نماز باشيم
((٢٦٨٤)) ور به عقل ادراك اين ممكن بدى قهر نفس از بهر چه واجب شدى
((٢٦٨٥)) با چنان رحمت كه دارد شاه هش بىضرورت چون بگويد نفس كش
آيه « الا المصلين الذين هم على صلاتهم دائمون » ( مگر نماز گذاران ، آنان كه بر نماز گذاردن استمرار دارند ) .
روايت « يا ابا هريره زر غبا تزدد حبا » .
( اى ابو هريره دير دير به ديدار ما بيا تا به محبتت بيافزايد ) .
((٢٦٦٩)) پنج وقت آمد نماز اى رهنمون عاشقان را فى صلاة دائمون
((٢٦٧٠)) نى به پنج آرام گيرد آن خمار كاندرين سرهاست نى پانصد هزار
اگر محبت و معرفت الهى در اعماق جان ما نفوذ كند ، مى توانيم تمام لحظات زندگى را در حال نماز باشيم آن نمازگزار كه بامدادان نماز مى گذارد و بر مى خيزد و دنبال كارش مى رود و گمان مى برد كه نماز بامدادى را خوانده و تا موقع نماز ديگر كار مى كند و در هر حالى كه باشد نماز نمى گذارد تا در موقع نماز دوم بار ديگر با خدا رابطه برقرار مى كند ، اين شخص معناى نماز را نفهميده است . او عمل به قانون مى كند و ذمهء خود را از بار سنگين تكليف برى و سبك مى نمايد . مواقع معين و حركات و اذكار براى نماز و ساير عبادات ، براى آن است كه انسان را از خوابيدن در گهوارهء طبيعت بيدار كند و هشيارش سازد ، با ادامه و استمرار اين هشيارى و بيدارى نماز نيز ادامه پيدا مى كند . پنج بار نماز مى تواند محرك بسيار لازم و كافى براى به دست آوردن بيدارى و هشيارى مزبور باشد . پس از حصول چنين حالت است كه هشيارى مى تواند همهء