تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣ - فلسفه بردگى
اسلامى به بردگى گرفتن آزادگان خواه به زور و جبر يا به دلخواه حرام است. تنها در يك صورت جايز است و آن هم در باب اسيران جنگى. اسلام راه بردگى را پيش پاى آنان نهاده تا بتدريج در جامعه اسلامى حل شوند.
كسى را كه به وطن اسلامى تجاوز كرده ضد مسلمانان جنگيده و اكنون اسير شده، نمىتوان در بلاد اسلامى آزاد رها كرد تا مرتكب هر فسادى بشود؛ بلكه بايد او را تحت تربيت اسلامى قرار داد تا در آينده به صورت يك شهروند صالح در بلاد اسلامى زندگى كند و براى اجتماع مسلمانان عضوى فعّال و سازنده باشد.
اين دوره تربيتى در كجا تواند بود؟ آيا دولت اسلامى مىتواند هزارها اردوگاه درست كند و اين اسيران را در آنجا نگاهدارد؟ آيا اگر اين روش اعمال شود نتيجهاى خواهد داد؟ نه، بهترين روش همين است كه به اسير بخشى از آزادىاش اعطاء شود و او را به دست يك مسلمان بسپارند و به آن مسلمان حق دهند كه آن اسير را به راه آورد تا به درجهاى رسد كه بتواند آزادى كامل خود را به دست آورد. براى رسيدن به اين منظور با سفارشهاى مؤكّد از مولاى او خواسته شده كه حقوق بنده را رعايت كند. حتى در اين باب چندان سفارش شده كه براى سرپيچى و سهلانگارى از آن عقوبتهاى قانونى هم مقرر گرديده است.
بدين طريق امت اسلامى مىتواند مللى را كه بلادشان را فتح كرده رهبرى كند و هر چند شمارشان بسيار باشد در مدت نه چندان درازى جزئى از امت اسلامى گردند تا بتوانند خود در آينده رسالت اسلامى را به آفاق تازهاى ببرند.
حتى آن جنگجويى كه در اين سال خود بر بلاد اسلامى تاخت آورده مىتواند در سال ديگر به عنوان سردار سپاه اسلام در فتوحات ديگرى شركت جويد، چه بسا اين جنگ در همان موطن قديم او و با همقطاران پيشين او باشد. اين امر چگونه ميسّر تواند بود، اگر اسير در داخل خانهها و ميان خاندانهاى مسلمان تربيت نشود؟/ ٥٦ آرى در چنين شرايطى است كه اسير معاند و محارب پيشين به صورت مؤمن صادق امروز تحول مىيابد.
طبيعة اين تربيت وقتى به نتيجه قطعى مىرسد كه مربى بر همه شؤون