تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧ - زنانى كه ازدواج با آنها حرام است
ميان مرد و زن. زنانى را كه زناشويى با آنان حرام است برمىشمرد و مطلب را از زن پدر آغاز كرده و به جمع ميان دو خواهر پايان داده است. همچنين از ازدواج با زنى كه داراى شوى باشد سخن مىگويد.
آن گاه از روابط مشروع ميان مرد و زن كه از راه ازدواج به وسيله عقدى كه دو طرف از انعقاد آن راضى باشند سخن به ميان آورده، تأكيد مىكند كه همه بندها و مواد اين قانون لازم الاجراست به عبارت ديگر- چنان كه در عهد جاهليت مىپنداشتند- زوجيت تملك زن از طرف شوهر نيست.
همچنين سخن از ازدواج كنيزان است. و اينكه با آنان چه روابطى بايد داشت تا در اثر نيازهاى مالى يا از آن جهت كه در جامعه اسلامى زنى غريبه است.
تحت حمايت اجتماع قرار گيرند تا كارشان به فساد نكشد. اسلام تأكيد مىكند كه/ ٥٠ اين احكام و قوانين كه براى شما آوردهايم پايه و اساس تمدن شماست و سهل شمردن و بىاهميت دانستن آنها پايههاى موجوديت شما را سست و اى بسا كارتان را به نابودى كشد، آن سان كه پيشينيان شما را به نابودى كشيد، و معلوم مىدارد كه قانونگذارى اسلامى يك قانونگذارى واقعى است و در آن ضعف و ناتوانى انسان و حدود تواناييهاى او معلوم شده و اگر نه واقعگرايى اين قانونگذارى بود، بسيارى از مردم در كوره فساد و پيروى شهوات فرو مىغلتيدند.
شرح آيات
زنانى كه ازدواج با آنها حرام است
[٢٢] در عصر جاهليت رسم بر آن بود كه چون پدرى مىمرد، زن او به صورت يك كالا به پسر بزرگش به ارث مىرسيد، در آيه نخست از مجموعه اين آيات اين قاعده را نفى كرده است.
«وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ- با زنانى كه پدرانتان به عقد خويش درآوردهاند، زناشويى مكنيد مگر آنكه پيش از اين چنان كرده باشيد.»