تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - ثبات شهادت
كس در مورد فلان يا فلان مورد چنين و چنان وصيت كرده است.
در اينجا ترديد پيش مىآيد كه آيا راست مىگويند يا دروغ زيرا وصيت گاهى ممكن است سربسته و مهر نهاده باشد گاهى هم چنين نيست. در چنين صورتى عدالت ظاهرى (شهادت) كافى نيست از آن دو مىخواهيم، پس از نماز فريضه سوگند ياد كنند كه در شهادت خود صادقند.
«إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ- هر گاه در سفر بوديد و مرگتان فرارسيد.» و دو تن غير مسلمان آمدند و شهادت دادند، در چنين موقعى
«تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ- اگر از آن دو در شك بوديد نگاهشان داريد تا بعد از نماز آن گاه به خدا سوگند خورند.» اگر نحوه اداى شهادت يا نشانههايى كه از طرز وفات يا زمان وفات مىدادند ترديد برانگيز بود، چون براى حصول يقين دليل عينى وجود ندارد تا از آنان رفع تهمت شود بايد ايشان را سوگند داد سوگند گران (قسم مغلظ) و مضمون قسم چنين باشد
«لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى/ ٤٨٧ وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ- اين شهادت را به هيچ قيمتى دگرگون نكنيم هر چند به سود خويشاوندان ما باشد و شهادت خدا را كتمان نكنيم.» زيرا گاه ممكن است دروغ گفتن به زبان نباشد بلكه به خاموشى باشد.
مثلا از بيان حقيقتى كه مىداند لب بربندد و نگذارد حقيقت آشكار شود. بدين گونه هم مرتكب گناه شده است.
«إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ- اگر جز اين باشد از گناهكارانيم.» [١٠٧] اگر معلوم شود كه اين دو مرتكب گناهى شدهاند، در اين صورت اثبات گناه ممكن نشود مگر وقتى كه دو تن ديگر عليه آنها و در مصلحت صاحبان حقى كه از ميان رفته است شهادت دهند.
«فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِينَ