تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - قوانين تورات
آياتى كه خدا نازل كرده است حكم نكند، كافر است.» يعنى علمايى كه يا در پى لذايذ دنيوى هستند يا در اجراى احكام الهى از مردم مىترسند، نمىتوانند به آنچه خداوند نازل كرده است داورى كنند و در زمره كافرانند زيرا خود هلاك مىشوند و مردم را هلاك مىكنند.
قوانين تورات
[٤٥] احكام الهى كه خداوند در تورات نازل كرده چيست؟ آيا همان احكام نماز و روزه است؟ نه. قوانين و نظامات زندگى است چون قصاص كه در اجراى آن ديگر احكام اجتماعى چون مساوات و عدالت متجلى است. زيرا در جامعههاى طبقاتى هرگز توانگر را به خاطر فقير قصاص نمىكنند در جامعههايى كه تبعيض نژادى حاكم است هرگز حكم قصاص را در حق سفيد به نفع سياه به كار نمىبرند و در جامعههاى حزبى كه يك حزب حكومت مىكند كسى را كه در درون كادر حزبى است به جريمهاى كه درباره يك فرد غير حزبى مرتكب شده به قصاص نمىكشند. اما اگر در جامعهاى حكم قصاص جارى شود دليل بر اين است كه آن جامعه به عدالت ايمان دارد و از امتيازات ناروا به هر نوع كه باشد بدور است.
بنى اسراييل فاسد شدند و اين فساد به سبب ترك نماز و روزه آنها نبود، بلكه به سبب عدم اجراى كامل حكم قصاص بود تا آنجا كه اگر يكى از اشراف يكى از مردم عادى را مىكشت او را قصاص نمىكردند. [١] و اين آيه بدين سبب نازل شده.
[١] - در حديثى به جا مانده از امام باقر (ع) رسيده است كه زنى از اشراف خيبر با مردى از اشراف خيبر زنا كرد و هر دو همسر داشتند. آنها كراهت داشتند از اين كه آن دو نفر را سنگسار كنند. پس پيكى براى يهوديان مدينه فرستادند و به آنها نوشتند كه اين مسأله را از پيامبر بپرسند تا مگر بدين ترتيب مجوّزى به دست آورند براى آزادى آن دو. جماعتى نزد پيامبر رفتند كه عبارت بودند از: كعب بن الاشرف، كعب بن اسيد، شعبة بن عمرو، مالك بن صيف، كنانة بن ابى الحقيق و ديگران و عرض كردند: اى محمّد! حدّ زانى و زانيه محصنه چيست؟ پيامبر فرمود
آيا به حكم من در اين باره خشنود خواهيد شد؟ گفتند آرى. پس جبرئيل نازل شد و حكم رجم داد و پيامبر هم حكم را به آنها ابلاغ كرد، ولى آنها از پذيرش اين حكم سرباز زدند.