تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٧ - شرح آيات
كشتند و مدعى شدند كه بر در دلهايشان قفل نهاده شده و نور ايمان بر آن داخل نمىشود، در حالى آنان خود به سبب كفرشان بر در دلهايشان قفل/ ٢٤٣ نهاده بودند.
مثل ديگر: بنى اسرائيل عيسى را انكار كردند و به مادرش مريم تهمت زدند و نيز مدّعى شدند كه عيسى را كشتهاند در حالى كه او را نكشته بودند بلكه درباره او به اشتباه افتاده بودند و خداوند او را به سوى خود فرا برد و هر يك از آنها پيش از آنكه بميرد به مسيح ايمان خواهد آورد و انسان پيش از مردنش حق را آشكارا خواهد ديد.
آن سوى كفر اينان چه بود؟ ظلمى كه خدا بسبب آن بسيارى از طيباتى را كه سابقا بر آنان حلال كرده بود حرام نمود.
ظلم خواه به شخصى خود باشد و خواه اجتماعى، عامل اساسى كفر است.
ظلم به شخص خود چون شرابخوارى و ظلم اجتماعى چون منحرف كردن مردم از راه حق و رباخوارى و خوردن اموال مردم به باطل. همه اينها سبب كفر مىشود و كفر سرانجامش عذاب اليم است.
شرح آيات
[١٥٣] بر ما واجب است كه سخنان كفار- كه بدان تظاهر مىكنند- ما را نفريبد مخالفتشان با امر نبوت به اين سبب است كه هنوز از جهت فكرى قانع نشدهاند اينك پى در پى پيشنهادهايى مىكنند و مىپندارند كه اگر آنها برآورده شود ايمان خواهند آورد. بر ماست كه از انگيزهها و رغبتهاى اجتماعىشان پرده برگيريم.
بنى اسرائيل از پيامبر مىخواهند كه برايشان از آسمان كتابى غير از قرآن نازل كند. معلوم است كه آنها مىخواهند كه آن كتاب حاوى برخى افكار باشد يا كتابى مىخواهند مكتوب در الواح، آن سان كه بر موسى عليه السلام نازل شده بود.
/ ٢٤٤ اما اين درخواست تنها پردهاى بود براى پنهان داشتن كفرشان كه آن را هماهنگ با مصالح خود مىدانستند.