تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٥ - جرايم فريبكار و رهبرى اصولى
ديگر بر دوش ديگرى نهد. تربيت، اجتماع، دولت، دوستان هيچ يك از اينها به قدر خود فرد در ارتكاب خطا يا گناهى كه از او سرزده است مسئول نيستند.
«وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ- هر كه گناهى كند، آن گناه به زيان خود كرده است.» يعنى چون مرتكب گناه شد ضررش به خودش بازمىگردد.
«وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً- و خدا دانا و حكيم است.» يعنى خداوند در اين ميان كسى را مسئول مىشناسد كه مرتكب آن گناه شده باشد.
/ ١٨٣ [١١٢] هنگامى كه كسى مرتكب خطاى بزرگ يا گناهى شود، سپس بخواهد كه ديگران را مقصر قلمداد كند و مدعى شود كه ديگران مسئول آن هستند يا به دروغ ادعا كند كه آنان خود مستقيما مرتكب آن شدهاند، اين خود گناهى تازه است كه به گناه پيشين افزوده مىشود.
«وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً- هر كه خطا يا گناهى كند، آن گاه بيگناهى را بدان متهم سازد هر آينه بار تهمت و گناهى آشكار را بر دوش خود كشيده است.» بازگشت چنين كسى به راه درست دشوارتر است از بازگشت كسى كه مرتكب گناه مىشود و به گناه خود اعتراف مىكند. زيرا او خود را بىگناه مىشمارد و از دايره مسئوليت دور مىشود، چنين كسى چگونه مىتواند به اصلاح خود اقدام كند.
«خطيئة» در اين آيه گناه كبيره است و از آن جمله است گناهى كه زيانش به همگان مىرسد. در حالى كه «اثم» گناه بطور مطلق است و «بهتان» اين است كه اشخاصى را كه خود مبرّى از گناه هستند گناهكار بنامند.
جرايم فريبكار و رهبرى اصولى
[١١٣] مجرمان و خائنان به مردم و خائنان به خود هميشه آهنگ گمراه