تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٤ - مسئوليت انسان
را به گردن نمىگيرند و همواره مىخواهند به هر طريق كه شده پاى ديگران را به ميان بكشند و خود را تبرئه كنند. مثلا مىگويند حادثه قتل را فلان مرتكب شد. يا اگر ما بادهگسار شدهايم در اثر تربيت پدران ما بوده و ما از آنها تقليد مىكنيم.
بنا بر اين گناهكار پدران، هستند نه ما.
هنگامى كه خود را تبرئه مىكنند و مهر اتهام به ديگران مىزنند مىخواهند رهبرى را بفريبند و قانعش كنند كه مثلا مرتكبان قتل فلانى، فلان و فلان بودهاند.
ولى اين تلاش در تبرئه و شانه از زير بار مسئوليت خالى كردن بر آنها تأثير منفى مىگذارد زيرا اين تصور كه از هر گناهى مبرّا هستند در آنان قوت مىگيرد و در نتيجه مانع آن مىشود كه به هدايت راه يابند.
پيامبر فريب نمىخورد، زيرا خداوند بر او كتاب نازل كرده و در آن رهنمودهاست،/ ١٨٢ رهنمودهايى كه تكليف هر كس را معين نموده، هم چنان كه حاوى حكمت و اسلوب صحيح رفتار و معاملت با مردم است بر حسب طبقات و اعمال ايشان. افزون بر اينها قادر است كه حقايق را كشف كند و اين خود فضيلتى بزرگ است.
برخى از اينان خود را به پيامبر نزديك مىسازند و با او راز مىگويند تا خود را در نظر مردم موجه نشان دهند و چنان خودنمايى مىكنند كه گويى نزد خدا و پيامبرش از مقربانند. مىآيند و با پيامبر به نجوا سخن مىگويند و حال آنكه چيزى براى گفتن ندارند و نجوا با پيامبر بايد براى منظور مهمى صورت گيرد. بعضى نيز آشكارا زبان به بدگويى از رسول مىگشايند و با اين عمل خويش كفر را بر ايمان اختيار مىكنند و خدا نيز بر اين اساس با آنان معامله مىنمايد.
شرح آيات
مسئوليت انسان
[١١١] تا زمانى كه انسان در اعمال خود آزاد است مسئوليت اعمال خود را خود بر عهده دارد. بنا بر اين صحيح نيست كه بار مسئوليت خويش به اين نام يا نام