تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٦ - شرح آيات
نفس است؟ يا چيزى است بزرگتر از آن؟
به نظر من چنين مىرسد كه آن گرايش الوهيّت در نفس است، چنان كه انسان مىپندارد با امكانات محدود، و عمر كوتاه خود به درجه خدايى برسد. و شايد ديگر خصلتهاى نكوهيده از اين احساس خطا كننده ناشى شود و با وجود آن كه انسان هرگز نمىتواند بدين ميل و گرايش تحقّق بخشد/ ١٠١ خود را براى آن به رنج مىافكند تا آن كه هلاك مىشود، و بارزترين مثل براى اين گرايش فرعونان و گردنكشانى هستند كه بر سر رداى عظمت با خداوند منازعه مىكنند، و بيگمان ابليس اين گرايش را هنگامى در نفس آدم ابو البشر افكند كه او را به طمع جاودانى بودن و ملك دايم انداخت.
كافران قريش و تمام كافران تاريخ و دوران معاصر وقتى حق را ردّ مىكنند از همين گرايش پيروى مىكنند، زيرا تسليم آنان به حق بر آنها واجب مىسازد كه به ارزشها و قانونهاى حق و به كسى كه نمودار اين ارزشها و اجرا كننده اين قانونهاست و از رهبريهاى الهى است نيز تسليم شوند.
و براستى علم- هر علمى باشد- بر صاحب خود مسئوليّتى را واجب مىسازد و از اين رو علم دشوار و دشوارياب است، زيرا تحمّل مسئوليّت امرى است عظيم، و بدين سبب نفس بشرى گشودگى در برابر حقايق علم را، جز به دشوارى بسيار، رد مىكند.
براى آن كه از ريشه فساد در نفس كه همان كبر است رهايى يابيم، بايد به خدا پناه بريم، زيرا شيطان اغواگر و گمراه كنندهاى قهّار است و روشهاى مكر و فريب را بخوبى به كار مىبندد و مىداند از چه راهى به درون دل اين بشر شاده درآيد، و اگر پناهجويى به خدا نباشد، نفس در برابر وسوسهها و آرزوخواهيهاى او ناتوان مىشود.
«فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ- پس به خدا پناه بر كه او شنوا و بيناست.» پس او سخنان متكبران و مجادله كنندگان را مىشنود و كارهاى آنها را