تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٥ - شرح آيات
مجادله كننده در آيات خدا روزنههاى دل خود را بر نور مىبندد. مگر نه اين كه آيات و نشانههاى خدا در طبيعت و آيات او را در كتابش (قرآن) تجلّيات ظهور و امواج نور اويند؟ پس كسى كه مستقيما به آنها بنگرد بى آن كه/ ١٠٠ آنها را وسيله رسيدن به چيزهايى غير از آنها قرار دهد، دچار كورى مىشود. آيا ديدهاى كسى كه به آينه مىنگرد تا طول و عرض آن را بداند نمىتواند به عكس چهره خود در آن بنگرد، و آيا ديدهاى كسى كه به علامتهاى راهنمايى و رانندگى از لحاظ چگونگى نگارش و طريقه ساختن آنها مىنگرد از اشارههاى آنها استفاده نمىبرد، همچنين است دانشمند طبيعى كه نظر خود را متوجّه ويژگيهاى مادّه كرده است، بدون آن كه آن را معبرى براى درك نامهاى خدا قرار دهد.
هستند كسانى كه عزم خود را جزم كردهاند كه حقيقت را نشناسند، زيرا حقيقت با كبرى كه نفسشان بر آنها بسته مخالفت مىكند و همان مجرّد تسليم به حقيقت با حالت تكبّرى كه در دلشان موجود است منافات دارد.
بلى، جدال در آيات خدا جايز است، در صورتى كه انسان حجّتى كافى از جانب خدا داشته باشد، در اين صورت تفسير يا تأويل آيهاى ممكن مىشود، با دستمايه چنان حجّتى و استناد به مبدء نسخ در آيات چنان كه پروردگار ما گويد
«ما نَنْسَخْ من آية [٣٥] هر چه منسوخ كنيم از آيهاى».
امّا كسى كه حجّت و اجازهاى ندارد، براى او جز تسليم جايز نيست.
«بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ- بى هيچ حجّتى (يا رخصتى كه از آسمان) براى آنان آمده باشد.» و به نظر مىرسد مراد از آن وحى است.
«إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ- در دلهايشان جز هواى بزرگى نيست، ولى به آن نخواهند رسيد.» اين كبر چيست كه بدان نمىرسند؟ آيا تنها كبر و خودخواهى، و همان
[٣٥] - البقرة/ ١٠٧.