تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٤ - شرح آيات
آرى، ولى اينان مردم را به خدا مىخوانند، و خداست كه نيرومند و بى نياز است. امّا چه كسانى به دنبال تبليغات ستمگران مىروند، و به دستگاههاى تبليغاتى آنها سر مىسپارند؟ بيگمان همان نافرمانان و فاسقاناند.
«إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ- كه براستى مردمى تبهكار و فاسق بودند.» خود را به باطل تسليم كردند و از فرمان حق سرتافتند، زيرا از آغاز خود را براى تسليم به حق پرورش نداده بودند، پس ناگزير بايد به باطل فرعون سر مىسپردند.
از اين آيه معلوم مىشود كه فرعون يگانه مسئول نيست، بلكه كسانى هم كه از او پيروى كردند مسئولند، و گرنه پروردگار ما درباره آنها نمىگفت: «فَأَطاعُوهُ پس از او فرمان بردند»، و نمىگفت: «إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ- براستى كه مردمى نافرمان بودند»، پس از فرعون در راه باطلش پيروى كردند، زيرا خود در واقع وجود خويش تبهكار و نافرمان بودند و بنا بر اين به سبب آن كه خود بد را براى خويش برگزيدند سزاوار عذاب شدند.
[٥٥] آنها با پافشارى خود در عناد و دشمنى پروردگار مهربان را به خشم آوردند، و كار زشت آنها آنان را به درجهاى كشاند كه موجب به خشم آوردن شدند.
«فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ- چون ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتيم و همگان را غرقه ساختيم.» براستى خدا خشمگين نمىشود، ولى واقعيّت امر چنان واقعيّتى است كه موجب خشم مىشود و خدا همان كارى را مىكند كه مىسزد هر خشمگينى بكند، هم چنان كه اولياء خدا كه خرسندى آنان خرسندى خدا و خشمشان خشم خداست غضبناك مىشوند.
[٥٦] «فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلًا لِلْآخِرِينَ- پس آنان را در شمار گذشتگان و داستان براى آيندگان درآورديم.» «سلفا گذشته»: مثالى كه از آن تقليد نكنند، و «مثلا» عبرتى براى