تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٤ - شرح آيات
بر هم نخورد.
معروف است كه كوهها همان تورّمهاى پوستهاى سنگى است كه كره زمين را فرا گرفته، و گويى زرهى است آهنين كه پارهاى از حلقههاى آن برآمده و پارهاى ديگر به زير آب يا خاك فرو رفته و پنهان شده است.
امام على (ع) بدين نشانه الهى چنين اشاره مىكند و مىگويد
/ ١٧٩ «و جنبش زمين را منظّم گرداند با خرسنگهاى استوار و كوههاى سر بر افراشته پايدار. پس زمين آرام گرديد و بر خود نجنبيد، كه بن كوههاى در جاى جاى آن درون رفته بود، و در سوراخهاى آن خزيده، و بر زبر هموارى و پستيهاى آن ايستاده و سركشيده». [١٢] «وَ بارَكَ فِيها- و در آن بركت افزود.» خداوند، زمين را آن قدر گونه گونه آفريد، تا تكامل يافت و براى پذيرفتن زندگى آماده شد. آن گاه پس از آن كه پوسته زمين سخت شد، خدا آب را از تركيب هيدروژن به نسبت دو و اكسيژن به نسبت يك در آن آفريد. سپس آب و هوا در متلاشى كردن و پراكندن خرسنگها همكارى كردند تا به خاكى مناسب براى كشاورزى و ساختمان تبديل شد، هم چنان كه در برآوردن كوهها و فلاتها و پر كردن گوديها همدستى كردند، تا آنجا كه تقريبا در هيچ چيزى كه بر روى زمين بوده يا به وجود مىآيد، نيست كه اثر ويرانى و ساختمان را نبينى.
عصرهاى گوناگون سپرى شد، و به هر روز و بلكه به هر لحظه كره زمين به اذن خدا دگرگونى بيشترى يافت، و خداوند در آن بركت افزود، گاه با برفهايى كه سطح زمين را پوشانيد، و گاه با طوفان و طغيان آب، و ديگر بار به وسيله گردبادها، و چهارمين بار با برآمدن هميشگى خورشيد و پراكندن آفتاب، و همچنين با افكندن پرتوهايى كه از ستارگان دور دست مىآيد، و به گونه گون عوامل ديگر ... و در
[١٢] - موسوعة البحار، ج ٥٤، ص ١١٢ (اين عبارات از خطبه ٩١ معروف به خطبه اشباح، نهج البلاغه، ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى، ص ٨١ است- م.)