تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٦ - شرح آيات
بازگشت، گويى با مرگ يوسف آسوده شد. احاديثى درباره ديانت پذيرى ملّت مصر به دست او وجود دارد.
«كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ- خدا گزافكار شك آورنده را اين گونه گمراه مىسازد.» اين آيه در اينجا سبب موضعگيرى آنها را كه از حق منحرف شدهاند آشكار مىسازد كه همان گزافكارى آنها از ناحيه عملى است زيرا به خير و نعمتى كه داشتند قانع نمىشدند، و از ناحيه نظرى و روانى شك آورى آنهاست كه به حق و دلايل روشن تسليم نمىشدند. و اگر به دقّت بنگريم درمىيابيم كه اين هر دو صفت به يك صفت منجرّ مىشوند كه همانا تسليم نشدن به حق و بسنده نكردن به چيزهايى است كه خداوند به آنان عطا كرده، و افزون طلبى نعمتهاى بيشتر تا حدّ اسراف و گزافكارى و خواستن دلايل بيشتر تا حدّ جدل (و ستيزهورزى) در مورد آيات روشن و روشنگر.
اين آيه دلالت بر آن دارد كه يوسف رسالتى نزد قوم مصر داشت، و خدا فرصت هدايت و رهيابى را بدين صورت منحصر به فرد براى آنها فراهم آورد كه شهريار محبوب آنها را پيامبر آنان قرار داد كه شايد هدايت شوند. و شايد حكمتى كه در اين كار بوده شدت علاقه ملّت مصر، صاحب تمدّن رودخانهاى (وابسته به رود نيل) به سلطه سياسى باشد كه همين نكته باعث شد موسى- عليه السلام- نيز با شخص فرعون عاليترين حكمران سرزمين آنان روياروى شود.
[٣٥] مىپرسيم شك آوران چه كسانى هستند؟ و قرآن پاسخ مىدهد
كسانى كه در آيات خدا مجادله مىكنند و مىخواهند بدون كمترين دليلى آنها را تحريف كنند، در حالى كه كسى كه با انديشهاى مخالفت مىورزيد ناگزير بايد انديشهاى ديگر همانند يا برتر از آن بياورد و ارائه كند.
«الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ- كسانى كه بى هيچ حجّتى كه در دست داشته باشند در آيات خدا جدال مىكنند،» اين آيه- چنان كه پيداست- شامل كسانى مىشود كه آيات خدا را