تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٢ - شرح آيات
نيست كه خدايان آنها و خود آنها نيز همراه خدايانشان در دوزخ باشند، ولى آنها مىدانستند كه بواقع عيسى در دوزخ نيست، زيرا از اين كه نصرانيان او را بپرستند راضى نيست، و هيچ كسى را به پرستش كسى جز خدا دعوت نكرده است، پس مثلى كه به عيسى مىزدند جز براى جدل و ستيزه نبود.
[٥٩] خدا براى ابطال جدال آنها بيان كرد كه عيسى چنان كه نصرانيان او را خدا انگاشتهاند، خدا نبوده و پيامبر مردم را دعوت نمىكند كه او را بجاى خدا به پرستش گيرند، عيسى در نظر قرآن بندهاى است آفريده، و آنچه او را از ديگران متمايز مىكند نعمت وحيى است كه بر او نازل شده است.
«إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ- او جز بندهاى نبود كه ما نعمتش ارزانى داشتيم، وقتى خدا او را به پيامبرى خود برگزيد.»/ ٥٠٤ «وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ- و او را مثل و نمونهاى براى بنى اسراييل قرار داديم.» تا به او اقتدا كنند، زيرا پيامبر- هر پيامبر- نمايانگر چيزهاى گرامى و ارجمند است، پس خدا مىفرمايد كه سنّت او را روش خود قرار دهند. در آن هنگام مادّيگرى بنى اسراييل به رسوايى كشيده، و رسالت از روح و ارزشها و هدفهاى مبارك خود تهى گشته بود، پس عيسى بن مريم- عليه السلام- نمونه و مثلى در پارسايى و اخلاق والا براى بنى اسراييل بود. امير المؤمنين- عليه السّلام- برادرش، عيسى بن مريم را چنين توصيف مىكند و مىگويد
«و اگر خواهى از عيسى بن مريم عليه السّلام سخن گويم، كه سنگ را بالين مىكرد، و جامه درشت به تن داشت، و خوراك ناگوار مىخورد، و نانخورش او گرسنگى بود، و چراغش در شب ماه، و در زمستان مشرق و مغرب زمين او را سايبان بود و جاى پناه، و ميوه و ريحان او آنچه زمين براى چهارپايان روياند از گياه. زنى نداشت تا او را فريفته خود سازد، فرزندى نداشت تا غم وى را خورد، و نه مالى كه او را مشغول كند و نه طمعى كه او را به خوارى دراندازد. مركب او دو پايش بود و