تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩١ - شرح آيات
«أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ- آيا من بهترم يا اين مرد خوار ذليل (مستضعف) كه درست سخن گفتن نتواند؟» مستضعف (ناتوان نگاهداشته شده)، و گوسفند چران، كه بى نام و آوازه است، و اين عادت گردنكشان و طاغوتهاست كه پيامبران و دعوت كنندگان به سوى خدا را كوچك شمارند. ما داستان ابراهيم و قومش را آن گاه كه او بتها را تكّه تكّه كرد شنيدهايم كه براى كوچك شمردن او گفتند: «سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ [٤٨] شنيدهايم كه جوانى كه او را ابراهيم گويند، از آنها سخن مىگفته است».
[٥٣] سپس شروع مىكند به مقايسه و ارزيابى موسى (ع) به ثروت يا سلطهاى كه دارد، و اين چنين مردمان عهد جاهليّت مردم را به توانگرى و زورمندى مىسنجيدند، نه به صلاح و خير.
«فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ- چرا دستهايش را به دستبندهاى طلا نياراستهاند؟» أسورة جمع سوار (به معنى دستبندى است كه بر مچ دست و ساق آن و آرنج مىبستهاند).
«أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ- و چرا گروهى از فرشتگان همراهش نيامدهاند؟»/ ٤٩٤ پس اگر دارايى و مالى ندارد، بايد فرشتگان شانه به شانه همراه او بيايند كه به يكديگر كمك كنند، مانند سپاههاى انبوهى كه فرعون در فرمان خود داشت.
در حديث شريف از امير المؤمنين (ع) آمده است: «موسى بن عمران و برادرش هارون- عليهما السّلام- بر فرعون در آمدند، جامههاى پشمين بر تن و چوبدستيها در درست، و با او پيمان نهادند به جاودانگى سلطنت و دوام ارجمندى و عزّت اگر مسلمانى پذيرد. فرعون (به ياران خود) گفت: «از اين دو تعجّب
[٤٨] - ابراهيم/ ٦٠.