تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٩ - شرح آيات
از اين آيات بر ما روشن مىشود كه عذاب دوگونه است: عذاب هشدار دهنده، و عذاب انتقامى. پس كسى كه عذاب گونه اوّل را مىبيند نبايد فرصت خود را از دست بدهد، زيرا اگر عذاب گونه دوم فرا رسد ديگر هيچ چيزى آن را كه از جانب خداست تغيير نتواند داد.
ما مىبينيم كه فرعون و مهتران او آن گاه كه گفتند: «إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ [٤٧] ما هدايت شدگانيم»، تعهّد هدايت كردند، ولى پس از آن كه خدا عذاب را از آنها برداشت خلف وعده كردند.
[٥١] فرعون از انتشار اين دعوت (حقّ) در ميان قوم خود هراسيد و با برانگيختن خواهشها در نفوس آنها به چاره جويى پرداخت.
/ ٤٩٢ «وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ- و فرعون در ميان مردمش ندا داد.» وى چگونه به تمام اهل مصر كه قوم او بودند ندا داد؟ آيا مهتران آنها را گرد آورد و به آنها ندا داد؟ يا به وسيله دستگاههاى اعلام و وسايل تبليغاتى (و رسانههاى) خود، مانند جادوگران و كاهنان و امثال آنها به پراكندن شايعهها پرداخت؟ شايد اين تعبير به معنى ندا در دادن در ميان قوم خود نزديكتر باشد، چه معلوم مىشود او اين سخنش را به تمام قوم خود رسانيد.
«قالَ يا قَوْمِ- گفت: اى قوم من!» پس نخوت و قوم گرايى را آن گاه كه بدانها ندا داد كه همانا آنان قوم اويند، در ميانشان برانگيخت.
«أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ- آيا پادشاهى مصر از آن من نيست؟» بدين سان بر آنها حجّت آورد كه پادشاه قانونى آنهاست و بايد از او فرمان برند. مگر نه آن كه داراى نيرو و مقام منيع است؟ سپس بر آنها حجّت آورد كه زمام قدرت اقتصادى نيز در دست اوست و گفت
«وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي- و اين جويباران كه از زير پاى من
[٤٧] - همين سوره زخرف/ ٤٩.