تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٥ - شرح آيات
مىدهد، و ديگر نعمتها را از او باز مىدارد، مثلا سليمان (ع) كه خدا جنّ و پرنده و باد را به زير فرمان او درآورد با وجود شدّت علاقهاش به فرزند صاحب فرزند نشد.
ما از گفته خداى سبحان كه مىگويد: «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ- ما روزى آنها را ميانشان تقسيم كرديم»، در مىيابيم كه تقسيم موهبتها و نعمتها به گونهاى بوده است كه زندگى (و معاش) آنها را درست كند، پس پروردگار ما به هر يك از مردم موهبتى داده است كه ديگران در مورد آن موهبت بدو نيازمندند.
بنا بر اين وقتى پروردگار ما به وليد بن مغيره و عروة بن مسعود ثقفى دارايى و توانگرى بخشيد بدان معنى نيست كه آن دو نزديكترين افراد بدو بودند يا آن كه او آن دو را دوست داشته و جز آن دو كسى را دوست نمىداشته، بلكه براى آن بوده كه زندگى و زندگانى بر پايه نياز متبادل در ميان مردم استوار شده و كسى از ديگرى بىنياز نيست، و از اين رو هنگامى كه امام زين العابدين (ع) شنيد مردى مىگويد: «بار الها مرا از آفريدگانت بى نياز كن» او را براند و بدو گفت: «چنين نيست، حتما مردم به يكديگر نيازمندند، ولى بگو: بار الها مرا از آفريدگان شريرت بىنياز دار». [٣٢] در حديث از امير المؤمنين (ع) آمده است كه گفت: «بار الها مرا نيازمند به هيچ يك از آفريدگان شريرت مكن، و در موردى كه مرا نيازمند به كسى مىكنى به آن كس محتاج كن كه از همه خوشروتر و سخاوتمندتر و خوش زبانتر باشد و بر من بدان رفع نياز كمتر منّت نهد». [٣٣] حكمت اين نياز متقابل بهره جستن مردم از يكديگر است، و اين تفسير گفته خداى تعالى است كه
[٣٢] - موسوعة بحار الانوار، ج ٧٨، ص ١٣٥.
[٣٣] - همان مأخذ، ص ٥٦.