تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٧ - شرح آيات
«لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ- سقفهاى خانههاى كسانى را كه خداى رحمان را باور ندارند از نقره مىكرديم.» يعنى اگر بيم آن نبود كه مؤمنان به كافران تبديل شوند بيگمان خدا به كافران هر چه مىخواستند مىداد و سقفهاى خانههايشان را از نقره مىكرد و براى خانههايشان چندين طبقه قرار مىداد كه با پلّكانها و نردبانها بر آنها بالا روند.
/ ٤٧٠ «وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ- و بر آنها نردبانهايى مىنهاديم تا بر آن بالا روند.» [٣٤] «وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً- و براى خانههايشان (نيز) درهايى (از نقره) قرار مىداديم.» شايد سبب ذكر درهاى خانههاى كسانى كه به خداى رحمان كفر مىورزيدند اين است كه خانههاى آنها مركزى اجتماعى بوده، يا تعدّد و چند درى بودن خانهها دليل وسعت آنها بوده، يا مراد آن است كه آن درها نيز همچون تختهاى آن خانهها از نقره باشد.
«وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ- و تختهايى كه بر آن تكيه زنند.» [٣٥] «وَ زُخْرُفاً- و از هر گونه زينت.» علّامه طبرسى گويد: الزّخرف كمال زيبايى چيز است و از آن رو به طلا زخرف گفتهاند، و گويند: زخرفه زخرفة وقتى كه چيزى را نيكو سازند و بيارايند، و از آن رو به نقشها و تصويرها زخرف گفتهاند. [٣٥] بنا بر اين معنا چنين مىشود كه آنچه زيبايى آنها و زيبايى خانههايشان را بيفزايد از طلا و نقره و فرش و اثاث و از اين قبيل چيزها را به آنها مىبخشيد.
ولى خدا به حكمت خود اين نعمتها را از آنها بازداشت و به آنها نداد تا مؤمنان دچار آزمون و بلايى بزرگ نشوند، و اگر چنان مىكرد هيچ يك از مؤمنان از فريفته شدن به نعمتهاى فراوانى كه نزد كافران بود در امان نمىماند و آن گاه همه
[٣٥] - مجمع البيان، ج ٩، ص ٣٦.