تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٦ - زمينه كلى سوره
اگر اجتماع جاهليّت عرب به عقايد پدران خود تكيه مىكند، بزرگترين فرد آن پدران، ابراهيم پيشگام توحيد و شكننده بتهاست، آيا از او كه رسالت توحيد را به عنوان كلمهاى پايدار در ميان فرزندان و بازماندگان خود به جا نهاد پيروى نمىكنند؟
هرگز ... آنها از خواهشها و هواهاى خود پيروى مىكنند نه از پدرانشان، براستى كه كالاى دنيا آنها را از پيروى حق بازداشته و فريفته است تا آنجا كه به پيامبر (ص) نسبت سحر و جادو مىدهند (١٥/ ٢٠).
چهارم: ارزيابى حقايق با مقياسهاى مادّى، چنان كه (اعراب) گفتند
چرا اين قرآن بر مردى از بزرگان در طائف و مكّه نازل نشده؟ و خدا (به سبب اين گفتار) آنان را براند. آيا آناناند كه نعمتهاى خدا را تقسيم مىكنند؟ هرگز ...
خداست كه روزى مردم را در ميانشان قسمت كرده و در امور مادّى برخى را بر بعضى برترى داده، نه از آن رو كه اين يك را نزد او ارزشى است بيشتر و آن ديگرى را كمتر، بلكه براى آن كه زندگى اجتماعى نظام و سامانى داشته باشد و به يكديگر نيازمند باشند و در ميان خود به همكارى و تعاون پردازند، اما بزرگترين نعمت همان رحمت خداست نه مالى كه آنها مىاندوزند.
چه قدر دنيا نزد خدا خوار و بى مقدار است، تا آنجا كه اگر بر مؤمنان بسيار دشوار نمىآمد بيگمان تمام آن را به كافران ارزانى مىداشت، زيرا به هر حال سرانجام دنيا كالايى است نابود شدنى. امّا آخرت است كه جاندار و جانبخش است و تنها از آن پرهيزگاران است.
پنجم: همنشينان بد كه كار بد آدمى را در نظرش مىآرايند تا آن را خوب و زيبا بشمارد، و خدا براى كسى كه از ياد پروردگارش غافل ماند و روى گرداند همنشين بد از جنّ و آدمى قرار مىدهد، (امّا كسى كه به ياد خدا باشد بيقين حقايق را به ديده بصيرت مىبيند، زيرا شيطان از ياد كرد و نام خدا مىگريزد) و شيطان مىكوشد كه كسى را كه ذكر خدا را ترك كرده از راه هدايت منحرف كند، و گمراهى را در نظر او بيارايد، و آدمى هنگامى كه به پيشگاه پروردگارش درمىآيد از نقش شيطان در گمراه كردن خود آگاه مىشود، و بدو مىگويد: اى كاش ميان