تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - زمينه كلى سوره
فراوانى است. آيا همه اينها دلالت بر اين ندارد كه خداى آسمان همان خداى زمين است، و آنان را به فرمانبردارى از او فرا نمىخواند و به سپاسگزارى بر نعمتهاى او وا نمىدارد؟ پس چون بر پشت چهارپايان يا بر عرشه كشتيها قرار گرفتند بايد خدا را بر اين كه اين وسايل را مسخّر آنان كرده است، و خود توان رام كردن آنها را نداشتهاند، تسبيح گويند! (٩/ ١٤) در پايان اين سوره نيز يادآورى بدين نكته را باز مىخوانيم (٤٨).
سوم: تقديس چيزها و اشخاص، پس بدانجا مىرسند كه براى خداى رحمان از ميان بندگانش قايل به فرزندى مىشوند (و بدو صفت تقديس مىبخشند) و چنان در كفر خود زيادهروى مىكنند كه مىپندارند خدا براى خود دختران را برگزيده و پسران را بدانها داده است.
قرآن مىپرسد: آيا آفريدن آنها را ديدهاند؟ هرگز ... و مىگويد كه همين سخن باطل آنها گواهى عليه آنهاست و بزودى بر آنها نوشته مىشود و در قيامت بدين سبب مورد پرسش قرار خواهند گرفت ... و مىبينى كه پرستش خدايان دروغين را از طرف خود بدون عملى از جانب خويش و تنها به حدس و تخمين، و بدون داشتن كتابى الهى كه بدان تمسّك جويند، بلكه به پيروى از پدران خود، توجيه مىكنند.
قرآن، پيروى از پدران را در اين مورد بدين سان بررسى مىكند كه اين روش از عادت متنعّمان است كه خدا بيم دهنده (و پيامبرى) به هيچ قريهاى نفرستاد مگر آن كه آن متنعّمان و شادخواران در برابر او به عادات و رسوم سنّتى پوسيده خود توسّل جستند و در برابر رسالتهاى پروردگارشان به ستيزه برخاستند، ولى آيا اينان به سرانجام آن شاد خواران كه خدا از آنها انتقام گرفت نمىنگرند؟!/ ٤٢١ قرآن در اين باره داستان ابراهيم را مثال مىزند (اولا: براى آن كه بارزترين چيزى كه در رسالت او بود همان مبارزه او با عادات گذشتگان بود كه از پدرش آغاز شد و به قومش پايان يافت، و ثانيا: براى آن كه او از پيامبران اولوا العزمى بود كه در اين سوره ياد شدهاند، بجز يكى از ايشان كه نوح (ع) باشد).