تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٩ - يكم خويشاوندان كيستند؟
براى كسى كه در آن و در سياق آيات محكمات دقّت و انديشه كند باقى نمىگذارد، زيرا در آيه محكم هيچ شكّى وجود ندارد و روا نيست با تكيه بر حديث از آن در گذريم.
٢- بيگمان دعوت پيامبر خالصانه براى خدا و پالوده از هر ارزش مادّى و گرايش عشايرى بوده است. پس چگونه وى قوم خود را به نام قبيلهگرايى و به خاطر آن كه وى به آنان منسوب است دعوت مىكند؟ آيا/ ٣٣٧ براى هيچ دعوت كنندهاى از ديگر دعوت كنندگان امروز شايسته است كه مثلا پسرش را بدين دليل كه وى پدر اوست (به آيين خود) دعوت كند؟ يا عشيره خود را بدين سبب به اسلام فرا خواند كه از لحاظ نسب به او نزديك و با او خويشاوندند؟ بيشتر پيامبران از فرزندان قوم خود بودهاند، پس چرا نمىبينيم كه يكى از ايشان چنين سخنى گفته باشد، و در عين حال مىبينيم كه همه ايشان تأكيد مىكنند كه از قوم خود مزدى نمىخواهند؟
٣- جمله «بگو بر اين رسالت مزدى نمىخواهم، جز دوستدارى خويشاوندان». بر حسب اين نصوص هماهنگ به نظر نمىرسد. رابطه ميان مزد رسالت و پذيرفتن دعوت به سبب دوستدارى خويشاوندان چيست؟ آيا اين به سخن آن كس نمىماند كه امر به نماز كند و بگويد: من از شما مزدى نمىخواهم جز اين كه نماز بگزاريد زيرا من برادر شمايم؟! و به سبب ناهماهنگى معنى مىبينيم كسانى كه اين نظر را دنبال كردهاند در چگونگى پيوند معنى اين انديشه را برگزيدهاند كه مزد را به خويشاوندى پيامبر با قريش مربوط سازند.
٤- و بالأخره حديثهايى كه در تفسير اين آيه بر دوستدارى اهل بيت پيامبر دلالت دارد از لحاظ شماره بيشتر، و از لحاظ سند قويتر و از نظر هماهنگى و همخوانى محكمترند، و اگر آنها را با رواياتى ديگر كه هماهنگى ندارند مقايسه كنيم در مىيابيم كه در اين روايات كه آيه را بدين معنى تفسير مىكنند اختلافى بزرگ وجود دارد يا تفسير مىكنند كه پيامبر از آنها فرمانبردارى از خدا را خواست.
(در اين صورت بايد جستجو كنيم كه چگونه از كلمه «مودّة في القربى دوستدارى