تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٧ - يكم خويشاوندان كيستند؟
پيامبر خدا به سبب وقايعى كه واقع ساختهايم در ميان مردمى از قوم خود كينههايى (نسبت به خويش) مىبينيم، پس گفت
«هان، به خدا سوگند به خيرى نمىرسند مگر آن كه شما را به خاطر خويشاوندى با من دوست بدارند، تو شفاعت كامل مرا مىخواهى و (ديگر) فرزندان عبد المطّلب آن را نمىخواهند؟!». [٣٥] پارهاى از خود مىپرسند: چگونه پيامبر خدا براى رسالت خود مزدى خواست، آيا او را الگويى از ديگر پيامبران- عليهم السلام- نبود كه هم سخن بودند كه از امّت خود مزدى نستانند؟ چنان كه خداى سبحان از زبان چندين پيامبر گويد: «ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ [٣٦] من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است».
اين اعتراض برخى از راويان را به تغيير تفسير پيشين به صورت تفسيرهايى ديگر واداشته كه پارهاى از آنها از ارزشهاى رسالتهاى الهى به دور است.
ولى اگر بدانيم كه اسلام همانا آخرين تجلّى پرتو رسالت است، و بيگمان به رهبرى شرعى مايه گرفته از ارزشهاى ربّانى خود نياز دارد كه آن را از كجرويهاى عيّاشان، و الحاد گردنكشان، و گمراهى نادان پاسدارى كند، و براستى خداوندى كه تدبير خود را با حكمت استوار در ميان آفريدگانش برقرار داشته براى رسالت خود كسانى را از اهل بيت پيامبر برگزيده كه مشعل آن را حمل كنند، هم چنان كه از آل ابراهيم و آل يعقوب كسانى را براى حمل مشعل رسالت پس از آن دو برگزيده است ...
اگر اين همه را بدانيم، آن گاه به حكمت فراگير او كه در قرار دادن دوستدارى خويشاوندان (پيامبر) به عنوان مزد رسالت نهفته است پى مىبريم، زيرا
[٣٥] - الدرّ المنثور في التفسير بالمأثور، ج ٦، ص ٧.
[٣٦] - اين آيه را به طور مكرّر در سوره شعراء، آيات ١٠٩، ١٢٧، ١٤٥، ١٦٤، ١٨٠ مىيابيم.