تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٢ - شرح آيات
بپرهيزيم.
[٥٢] پس از آن كه روند آيات بر دامنه ناتوانى و نيازمندى و بيچارگييى پرتو افكند كه نفس انسان بدان گرفتار است، تا آنجا كه مىبينى نفس تا مرحله تأثير پذيرى از عوامل مؤثّر خارجى پيش مىرود چنان كه اين عوامل او را به بىخردى تكبر و بزرگ خويشتنى رهنمون مىشود و سپس او را بر آن مىدارد كه ضرورت بازگشت به سرشت خود را در سر سپردن به پروردگارش احساس كند، آن گاه به انسان خاطر نشان مىكند كه لازم است بر نفس خود چيره شود و بر آن احاطه يابد و گويد
«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ- بگو چه مىبينيد؟ اگر اين (كتاب) از جانب خداست و شما بدان ايمان آوريد، گمراهتر از كسى كه هم چنان كجراهه دور مخالفت را در پيش گرفته است كيست؟» يعنى اگر قرآن حق بوده باشد و آن گاه شما بدان كفر ورزيده و به احتياط كافى براى خود اقدام نكرده باشيد، بيگمان شما در گمراههاى بس دور از شاهراه حق خواهيد افتاد.
انسان به سرشت و فطرت خود در جستجوى ايمنى است، و اگر بزرگ خويشتنى و كبرى كه نفس او را فرا گرفته/ ٢٦٠ و غرور و پردههاى ديگر نمىبود، بيگمان نداى هشدار و پرهيز پيامبران را مىشنيد، و با خود مىگفت: اگر اين هشدار درست باشد، براستى واجب است نفس خود را بر آن دارم كه سخن اين گواهان هشدار دهنده را بشنود و به نشانههاى خداوند كه بر دستهاى اينان نمايانگر مىشود دل دهد، و اگر چنين مىكرد و بدون گرانگوشى بزرگ خويشتنى و خود پسندى آن سخنان را مىشنود و مىنيوشيد به حق رهنمايى مىشد.
وانگهى خرد انسان، تنها به فرض درستى آنچه پيامبران مىگويند، آدمى را به ضرورت تسلّط بر نفس رهنمايى مىكند. امام صادق (ع) به يكى از ملحدان كه جدال خود را در دين به درازا كشاند همين گونه يادآور شد، و پس از آن كه