تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥١ - شرح آيات
در نتيجه كردارهايشان به حساب مىكشد، اگر خير باشد پاداش خير است و اگر بد باشد پاداش بد.
وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ- و به آنها عذابى سخت مىچشانيم.» اين عذاب به نسبت تأثيرات منفى نعمت در نفس و آثار اين بدى و ناهنجارى بر رفتار آدمى سخت خواهد بود.
[٥١] پيش آمدن دگرگونيهاى نفس انسان دليلى است وجدانى بر ناتوانى و نيازمندى او به آفريدگار و به رسالتى كه انسان را بپرورد و پاكيزه سازد، و اگر انسان به حرم نفس خود بازگردد بيگمان در آن نشانههايى از خداوند مىبيند كه در افقهاى آسمان و زمين نيز آنها را مىبيند. از اين دگرگونيهاست دامنه تأثير پذيرى آدمى در حالت توانگرى و نيازمندى، و تندرستى و بيمارى.
/ ٢٥٩ «وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ- چون به آدمى نعمتى ارزانى داريم روى گردان مىشود و به تكبر گردن مىافرازد.» اين در حالت آسايش و نعمت است كه از ياد خدا روى مىگرداند و از دعوت كنندگان به خدا دورى مىگزيند و پهلوى خود را به سمت آنان مىگرداند و سپس بدانها پشت مىكند.
«وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ- و اگر بدو شرّى برسد، بسيار فرياد و فغان مىكند.» امّا اگر شرّى بدو برسد در سجدهگاه زاويهاى مىگيرد تا مرحله استغاثه و دعا را آغاز كند، و اين توجّه به دعاى دراز دامن پس از آن رويدادها و عارضههاى شرّ دليل ناتوانى او در رويارويى با دشواريها و شناخت او نسبت به اين حقيقت است كه خدا همان نعمت بخشنده به اوست، ولى به سبب تنگى حوصله نفس و محدوديّت آن خود در غرور نعمت غرق شده و چيرگى خويش را بر نفس از دست داده و آن را حجابى ميان خود و خداوند ساخته است.
چنين انسانى كه اين آيه از او سخن مىگويد ممكن است من يا تو يا ما باشيم، از اين رو ناگزير بايد هشدار و بيدار بمانيم و ناچار بايد خرد ورزيم و