تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - شرح آيات
در حقايق نفس با وجود پردههاى ستبرى كه دل آدمى را پوشانده است گرچه در يك چشم بر هم زدن از لحظههاى عمر آدمى، بر انسان تجلّى مىكند، تا حجت را بر او تمام كند و حق را به گونهاى به ايشان بنمايد كه نتوانند انكارش كنند، و اگر پس از آن كفر ورزيدند آنان را به عذابى سخت دچار مىكند، زيرا در آن صورت كفر آنها از سر بىخبرى و نادانى نيست بلكه از سر انكار و لجاج است.
«أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ- آيا اين كه پروردگار تو در همه جا حاضر و گواه است كافى نيست؟» پس خداى سبحانه و تعالى به گواهى چيزى نياز ندارد، بلكه او خود بر هر چيزى گواه است.
پس به نور اوست كه آسمانها و زمين روشن شده، و از پرتو اوست كه آفريدگان نفسهاى خود را شناختهاند، و به ذات خود است كه هر كه را بخواهد به ذات خويش رهنمايى مىكند، پروردگارا، منزّها كه تويى.
«چگونه بر تو راه برده شود بدانچه در هستى خود نيازمند به توست؟! آيا غير تو را ظهورى هست كه از آن تو نباشد، تا او مظهر و نمودارى براى تو باشد؟ كى غايب و پنهان بودهاى كه نياز به رهنمايى پيدا شود كه بر تو دلالت كند؟! و كى دور بودهاى تا نشانههايى براى رسيدن به تو وجود داشته باشد؟! آن ديدهاى كه تو را مراقب خود نبيند، نابينا شود!» [٤٩] [٥٤] ولى نابينايى در مورد كافران همان چيزى است كه آنها را چنان كرده است كه خداى عزّ و جلّ را نمىبينند، و سبب/ ٢٦٢ اين نابينايى همان كفر ورزيدن به قيامت و انكار رستاخيز است.
شكّ كردن درباره روز قيامت و در نتيجه درباره مسئوليّت، سستى را براى نفس توجيه مىكند و چون سستى حكمروا شود، آدمى نسبت به حق اهتمام نمىورزد، و گوش به نداى دعوت كنندهاى نمىدهد و از نشانهها و آياتى كه در
[٤٩] - از دعاى امام حسين (ع) در روز عرفه، مفاتيح الجنان، ص ٢٧٢.