تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٩ - شرح آيات
به راه نزديك شدن به خدا هدايت نيافتهاند، «فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ- آنها كه در نزد پروردگار تو هستند.» از فرشتگان و نزديكان، و شايد آفريدگانى جز اين دو كه ما آنها را نمىشناسيم، آنان كه از مقام نزديكى به خدا بهرهمند شده و تا آنجا رفتهاند كه نزد او هستند، و احتمال دارد شامل مقرّبان و نزديكانى باشد كه در دنيا زندگى مىكنند، زيرا آنان با روانها و دلهاى خود نزد پروردگارشان هستند كه پروردگار ما را مكانى محدود و مشخّص نيست و نزديكى به او نزديكى معنوى است.
«يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ- شب و روز تسبيح او مىگويند،» نشانههاى خدا مشاعر و احساسات آنها را جريحهدار نمىكند، بلكه آنها را به ياد عظمت پروردگارشان مىافكند. آيا نه اين كه شب سپرى مىشود، و خداوند جاودانه است و سپرى نمىشود؟ و مگر نه آن كه روز از ميان مىرود، در حالى كه خداوند زنده پايدار است؟ پس آنها به جوانب منفى در آفريدگان مىنگرند و آفريننده آنها را از آن جوانب منزّه مىدارند، هم چنان كه به جوانب مثبت نيز مىنگرند و عشق و شوقشان را نسبت به پروردگارشان مىافزايند، و اين روش در نگريستن به شب و روز شناختى بيشتر در رفت و آمد شب و روز نسبت به خدا بديشان الهام مىكند، از اين رو از تسبيح او خسته و ملول نمىشوند، زيرا اين نگرش ايمانى به ايشان در هر ساعت تاب و توان و نشاط مىبخشد.
«وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ- و ايشان ملول و خسته نمىشوند.» مؤمنان را مىبينى كه روز خود را با اين دعا پذيرا مىشوند كه بينش آنان را/ ٢٣٨ كه ظواهر آفرينش را از خلال آن مىبينند منعكس مىسازد و نمايش مىدهد و مىگويند
«بار الها، اى آن كه زبان صبح را به سخن گفتن از روشنايى بيرون آوردى، و بخشهاى شب تيره را به بيان تيرگيهاى آن گماردى، و ساختن فلك گردان را به اندازه برجهاى خود به نيكوتر صورتى پرداختى، و درخشندگى خورشيد