تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - شرح آيات
و هر چه دانش بشريّت پيش مىرود بيشتر به محتواى قرآن نزديك مىشود و عظمت آن را مىشناسد، بدين معنى كه كاروان انسانيت به سوى تكامل گام بر مىدارد و قرآن همواره پيشاپيش آن حركت مىكند همچون خورشيد كه نورش نزديك و رسيدن بدان محال است.
اين آغازگرى با حقايقى علمى كه اين آيه بدانها اشاره مىكند مناسب است تا وقتى ابعاد آنها را نمىدانيم منكر آنها نشويم، و از خصايص انسان خردمند نيست/ ١٦٥ كه آنچه را نمىداند منكر شود، بلكه بايد براى شناخت آن بكوشد.
[٤] همراه با اين حقيقت كه قرآن كتاب دانش است، كتاب حكمت نيز هست، بينشهاى حكيمانه خود را در دلها نفوذ مىدهد و خرد انسان را از خوابش برمىانگيزد، و اراده او را به تكاپو مىافكند، و تصميماتش را دقيق مىكند، و او را پرورش مىدهد و پاك مىسازد. اين همه نتيجه محتواى نويد و تهديد آن است.
«بَشِيراً وَ نَذِيراً- هم مژده دهنده است و هم بيم دهنده.» قرآن، هيچ پنجرهاى را در دل باقى نمىگذارد مگر آن كه از آن به درون دل نفوذ كند و هيچ زه حسّاسى را رها نمىكند مگر آن كه آن را بنوازد. قرآن، مردم را به پاداش در دنيا و حسن پاداش آخرت به انواع گوناگون و تقريبا بيشمار ترغيب و تشويق مىكند، هم چنان كه به انواع عذاب در دنيا و عذاب آخرت آنان را بيم مىدهد.
ولى آيا اين بيان چنين معنى مىدهد كه آيا قرآن در همه مردم تأثير مىگذارد؟ در اين صورت حكمت آزمايش باطل مىشود. و تمام مردم بر راه هدايت نمىروند.
«فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ- بيشترشان از آن اعراض كردهاند و سخن نمىشنوند.» آنها از قرآن خود روى گرداندند، و حكمت پروردگار نمىخواهد كه آنها را به اكراه وادار كند، پس اندرز را نمىشنوند، و اگر واقعا مىشنيدند هدايت مىشدند، زيرا هرگز نقصى از جانب قرآن وجود ندارد، بلكه خداوند وسايل هدايت را