تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - شرح آيات
از كار فارغ شده، و ديگر چيزى (به آفرينش) نمىافزايد و از آن نمىكاهد، پس خداوند جلّ جلاله در تكذيب گفته آنان گفت: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا، بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ [٦٢] دستهاى خودشان بسته باد. و بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است به هر سان كه بخواهد روزى مىدهد». آيا نشنيدهاى كه خداى عزّ و جلّ مىگويد: «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ [٦٣] خدا هر چه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و امّ الكتاب (لوح محفوظ) نزد اوست». [٦٤] فخر رازى در تفسير اين آيه چندين وجه ذكر كرده كه در چهارمين وجه آنها آمده است: شايد در ميان آنان كسانى بودهاند كه بر مذهب فلسفه بودهاند و آن اين كه خداى تعالى خود موجب ذات خود (و واجب الوجود قايم به ذات) است و به وجود آمدن پديدهها از او جز بر يك منوال و طريقه ممكن نيست، و ذات متعال او بر ايجاد پديدهها از او جز بر يك منوال و طريقه ممكن نيست، و ذات متعال او بر ايجاد پديدهها غير از طريقهاى كه بر آنها واقع مىشود قادر نيست،/ ١١٤ پس عدم اقتدار بر تغيير و تبديل (آفرينش پديدهها) را به بسته بودن دست تعبير كردند.
شناخت خدا به اين سان كه او براستى بر هر چيزى قادر است، و هر چه بخواهد مىكند، و اين كه او هم چنان كه آفريدگان را پس از آن كه هيچ نبودند به ابداع آفريد، قادر است كه هر چه بخواهد ابداع كند، همان شناختن بحق است و همان است كه انگيزه ثنا گفتن بدو، و توصيف او با ستايش و سپاسگزارى است، و براى كسى كه بر حسب ادّعا و پندار آنان قادر به تغيير چيزى نيست چه حمد و ثنايى رواست؟
از اين رو اعتراف و شناخت اين قدرت پروردگار يعنى اعتراف به بداء (نو آفرينى) بزرگترين عبادت و برترين بزرگداشت است.
در حديث، از زرارة، از يكى از دو امام (امام باقر يا امام صادق عليهما)
[٦٢] - المائدة/ ٦٤،
[٦٣] - الرّعد/ ٣٩،
[٦٤] - موسوعة البحار، ج ٤، ص ١٠٤.