دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٠ - واژه«مولا» در ادبيات عرب
البتّه روشن است كه واژه «مولا» بار معنايى گستردهاى دارد؛[١] امّا از معانى مختلف آن، جز آنچه را ياد شد، نمىتوان در اين مورد، مراد دانست.
واژه «مولا» در ادبيات عرب
پژوهش در متون كهن ادبى، لغوى و تفسيرى، نشانگر آن است كه از معانى روشن «مولا»: سرپرست، شايستهتر براى تصرّف در امور، و اولى در زعامت و ولايت است. برخى از مواردى را كه در آنها «مولا» بدين معنا به كار رفته، مىآوريم:
ابو عبيده مَعمَر بن مثنّى، در تفسير كلمه «مولاكم» در آيه ١٥ از سوره حديد: «... مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ؛ جايگاهتان آتش است. آن، سزاوار شماست و چه بد فرجامى است!» نوشته است:
به شما سزاوارتر است.[٢]
او اين تفسير را با شعرى از ادب جاهلى استوار كرده است. شعر مورد استشهاد او از لبيد، صاحب يكى از «معلّقات سبع» است:
|
فغدت كلا الفرجين تحسب أنّه |
مولى المخافة خلفها و أمامها. |
|
ماده گاو وحشى چنان بترسد كه پندارد
صاحبِ سگان شكارى، هم در پيش روى اوست و هم در پس او.
شارحان معلّقات سبع، در اين بيت، «مولى» را به معناى «اختياردار» و «صاحب» گرفتهاند و شعر را بر اين اساس، معنا كردهاند.[٣]
ابو زكريّا يحيى بن زياد بن عبد اللّه، معروف به فرّاء، اديب و مفسّر بزرگ كوفى،
[١] ر. ك: الغدير: ج ١ ص ٦٤١ كه معانى مختلف« مولا» را برشمرده است.
[٢] مجاز القرآن: ج ٢ ص ٢٥٤.
[٣] شرح المعلّقات السبع، ابو عبد اللّه حسين بن احمد زوزنى: ص ٢١٠، شرح القصائد السبع الطوال الجاهليّات، ابو بكر محمّد بن قاسم الأنبارى: ص ٥٦٦٥٦٥.