دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧ - فصل چهاردهم عروج پيامبر از سينه وصى
«غَرس» كه از آنِ سعد بن خَيثمه بود و از آن مىنوشيد، غسل داده شد؛ و على ٧ غسلش را به عهده گرفت. عبّاس، آب مىريخت و فضل، نِگَهش داشته بود.
٣١٦. امام على ٧ از سخنانش هنگامى كه به غسل و تجهيز پيامبر خدا مشغول بود: پدر و مادرم به فدايت باد، اى پيامبر خدا! با مرگ تو، رشتهاى گسست كه با مرگ كس ديگرى نگسست؛ رشته خبر گرفتن و خبر دادن و اخبار آسمانى.
سوك تو چنان ويژه است كه ديگر مصيبتها را تسلّى داد، و چنان گسترده است كه همگان را به سوك نشاند؛ و اگر نبود كه به شكيبايى فرمان دادهاى و از بىتابى بازداشتهاى، اشك ديده را به پاى تو به پايان مىبرديم.
درد ما، ماندگار و اندوهمان هميشگى، امّا اينها در مصيبت تو اندك است؛ ليكن مرگ را نه مىتوان بازگردانْد و نه مىتوان راند.
پدر و مادرم به فدايت باد! ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن و در خاطرت نگاه دار!
ر. ك: ج ٨ ص ٧٧ (پردازنده بدهى من).
و ص ٢٧٥ (آخرين وداع كننده).