دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٥ - فصل چهاردهم عروج پيامبر از سينه وصى
انصار گفتند: شما را به خدا سوگند مىدهيم كه ما را در [غسل و كفن و نماز] پيامبر خدا، بى بهره مگذاريد. آنان، يكى از مردانشان را به نام اوس بن خَولى داخل نمودند و او با يك دستش كوزهاى آب مىآورد. على ٧ دستش را زير پيراهن پيامبر ٦ مىبرد و او را غسل مىداد. فضل هم لباس را نگه مىداشت و آن مرد انصارى، آب مىآورد و بر دست على ٧ پارچهاى بود كه دستش را در آن مىكرد و به زير پيراهن مىبُرد.
٣١٣. الطبقات الكبرى به نقل از عمر بن على بن ابى طالب: چون پيامبر خدا را [براى غسل] بر تخت نهادند، على ٧ فرمود: «كسى به امامت نماز ميّت نايستد كه او خود، امام شما در مرگ و زندگى است!».
پس مردم، دسته دسته وارد مىشدند و [فُرادا] صف به صف و بدون امام بر او نماز مىخواندند و تكبير مىگفتند و على ٧ در برابر پيامبر خدا ايستاده بود و مىگفت: «سلام بر تو، اى پيامبر! رحمت و بركات خدا بر تو! خدايا! ما گواهى مىدهيم كه او آنچه را بر وى نازل شده بود، رسانْد و براى امّتش خيرخواهى كرد و در راه خدا با تمام توان كوشيد تا آن كه خدا دينش را عزّت بخشيد و به آرمان خود رسيد.
خدايا! ما را از كسانى قرار ده كه از آنچه بر او نازل كردهاى، پيروى مىكنند و پس از او ما را استوار بدار و با او گِرد هم آر!».
پس مردم مىگفتند: آمين، آمين! تا اينكه مردان و سپس زنان و پس از آن، جوانان، بر ايشان نماز گزاردند.
٣١٤. تاريخ الطبرى به نقل از ابن اسحاق: آنان كه به قبر پيامبر خدا داخل شدند: على بن ابى طالب ٧، فضل بن عبّاس، قُثَم بن عبّاس و شُقران، آزاد شده پيامبر خدا، بودند و اوس بن خَولى گفت: اى على ما را در [غسل و كفن و نماز] پيامبر ٦ بى بهره مگذار.
على ٧ به او فرمود: «پايين بيا».
او نيز با آنان، داخل قبر شد.
٣١٥. الطبقات الكبرى به نقل از ابن جريج، از امام باقر ٧: پيامبر ٦ سه غسل داده شد: با آب، با سدر و يك غسل هم از زير پيراهن. ايشان، با آب چاهى در قُبا به نام