دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - ٣/ ١ ازدواج با فاطمه دختر پيامبر
فاطمه ٣، عروسىاى نديديم.[١]
٨٩. امام على ٧: چون خواستم فاطمه ٣ را به خانه بياورم، پيامبر خدا، ظرف زرّينى[٢] به من داد و فرمود: «با [پول] اين ظرف، خوراكى براى وليمه عروسىات بخر».
من به سوى محافل انصار به راه افتادم و به نزد محمّد بن مسلمه در جايگاه خشك كردن خرماهايش رفتم. از كارش فارغ شده بود. به او گفتم: در برابر اين ظرف، خوراكى به من بفروش. طعامى به من داد و من برداشتم. آن گاه گفت: تو كيستى؟
گفتم: على بن ابى طالب.
گفت: پسرعموى پيامبر خدا؟ گفتم: آرى.
گفت: و با اين خوراك چه مىكنى؟
گفتم: عروسى مىكنم.
گفت: با چه كسى؟
گفتم: دختر پيامبر خدا.
گفت: اين خوراك و اين ظرف زرّين را بگير و براى تو باشد.
آن را گرفتم و بازگشتم و همسرم را پيش خود آوردم.
خانه فاطمه ٣، از آنِ حارثة بن نعمان بود. فاطمه ٣ از پيامبر ٦ خواست كه جايش را تغيير دهد؛ امّا پيامبر خدا به او فرمود: «آنقدر حارثه به خاطر ما از خانههايش تغيير مكان داده است كه من از او شرم مىكنم».
چون حارثه اين را شنيد، از آن خانه نقل مكان كرد و فاطمه ٣ را در آن جاى داد.
٩٠. المصنّف، عبد الرزّاق به نقل از ابن عبّاس: [پيامبر ٦] بلال را فرا خواند و فرمود: «اى بلال! من دخترم را به ازدواج پسرعمويم درآوردهام و دوست مىدارم كه غذا دادن هنگام
[١] با مراجعه به زندگى نامه افراد نامبرده در اين احاديث، يعنى اسماء بنت عميس، امّ سلمه و سلمان فارسى، درمىيابيم كه اسماء در سال اوّل و دوم هجرى در حبشه بوده، امّ سلمه هنوز همسر پيامبر ٦ نشده و سلمان به مدينه نيامده است. از اين رو، روايت حضور آنان در مراسم ازدواج حضرت زهرا ٣ مورد ترديد است.
[٢] به احتمال فراوان، اين ظرف، جزو سهم پيامبر ٦ از غنيمت بوده است.( م)