انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٤٢
هستند. خيلي مراقب هستند که مبادا دچار غيبت بشوند. انسان خوشش ميآيد که جزو اينها باشد. خدا به ما ورعي بدهد که معصيت نکنيم.
امام صادق علیهالسلام فرمود: ورع، ترک گناه در پنهان و آشکار است. بعضي ها ممکن است گناه را در آشکارا انجام ندهند. اين را نمي شود خيلي به حساب خدا گذاشت و بگوييم: خدايا من بنده خوبي بودم وگناه نکردم، مثل خيلي از ما انسان ها که در جلو چشم مردم بعضي از کارها را انجام نمي دهيم چون به لباس ما نمي خورد. امام جماعتي که جلوي مردم نماز ميخواند قهراً به طرف بعضي از حرکات زشت و گناه نمي رود براي اينکه به لباسش نمي خورد و لباسش ايجاب نمي کند؛ پس ترک گناه در آشکارا و در انظار عمومي خيلي مهم نيست. نمي خواهم بگويم ترک گناه در انظار مردم کار خوبي نيست، کار خيلي خوبي است ولي ميخواهم بگويم اگر انسان در پنهاني گناه نکرد و از خدا ترسيد، خيلي عالي است.
يادم ميآيد بزرگان قديم ما - خدا رحمتشان کند - مثل مرحوم حاج انصاري واعظ و مرحوم آقاي تربتي رحمهم الله در منبرشان ميگفتند: آقايان طلبه ها، شما روحانيّون و اهل علم اگر به سينما نمي رويد خيلي نمي شود آن را به حساب خدا گذاشت چون مگر ميتوانستيد با لباس روحانيّت به سينما برويد؟
آن روزها رسم نبود يک روحاني لباسهاي طلبگي اش را دربياورد و لباس معمولي بپوشد، حالا طلبه و غير طلبه با هم قاطي شده است. يک روز طلبه است و يک روز غير طلبه؛ چون عالَم، عالَم اختلاط است و رسم است. مدرسه ها نيز مخلوط شده اند. روحانيّت ما هم فعلاً مختلط شده است ولي سابق اينطور نبود يعني يک نفر که به حوزه علميّه ميآمد و روحاني ميشد ديگر امکان نداشت بدون عمامه بيرون بيايد. اگر ميخواست مغازه سر کوچه برود و مثلاً ماستي بگيرد، پنيري بخرد، عادي نمي رفت، حتماً بايد عمامه سرش بگذارد و لباسش را بپوشد چون بد ميدانستند بدون لباس طلبگي