اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٣ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
در باب قدر فرمود آگاه باشيد كه قدر سريست از سر خدا و پرده از پردههاى خدا و حرزى از حرزهاى خدا كه در حجاب خدا مرفوع و برداشته شده و از خلق خدا در نور ديده و پيچيده و بمهر خدا مهر شده و در علم خدا پيشى گرفته و خدا بندگان را از دانستن آن منع كرده و منها نموده و آن را در بالاى شهادتهاى ايشان و مبلغ عقلهاى ايشان بلند كرده و برداشته زيرا كه ايشان بآن نتوانند رسيد بحقيقت ربانيت و نه بقدرت صمدانيت و نه بعظمت نورانيت و نه بعزت وحدانيت زيرا كه آن دريائيست پر آب كه آب از ساحلش پراكنده مىشود و موج ميزند و خالص است از براى خداى عز و جل و عمقش ما بين آسمان و زمين و عرضش ما بين مشرق و مغرب و سياهست چون شب بسيار تار و مارها و ماهيهاى آن بسيار يك بار بالا مىآيد و بار ديگر فرو ميرود و در تك آن آفتابى است كه روشنى ميدهد و نسزد كه كسى بسوى آن آفتاب مطلع شود مگر خداى يگانه تنها پس هر كه خواهد كه بسوى آن مطلع شود بحقيقت كه با خداى عز و جل در حكمش ضديت و دشمنى نموده و با آن جناب در سلطنتش منازعه و گفتگو كرده و از راز و پردهاش كشف نموده و آنها را ظاهر ساخته و برگشته با خشمى از خدا و بازگشتنگاهش دوزخ است و بد بازگشتنگاهى است دوزخ «مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه ما ميگوئيم كه خداى تبارك و تعالى همه كردارهاى بندگان را قضا نموده و آنها را با همه آنچه در جهان ميباشد از خوبى و بدى مقدر فرموده و قضاء گاهى بمعنى اعلام و آگاهى دادن ميباشد چنان كه خداى عز و جل فرموده كه وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ و مرادش اين است كه ايشان را اعلام كرديم چنان كه گذشت و چنان كه خداى عز و جل فرموده كه وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ يعنى و حكم كرديم يا وحى فرستاديم بسوى لوط اين امر را كه تعبيرش آنست كه بنياد و دنباله اين گروه بريده و بركنده شده است و در حالتى كه داخل صبح شوند يعنى قوم تو در سحر مستأصل شوند كه در صبح يكى از ايشان باقى نماند و مؤلف ميگويد كه مرادش اين است كه اين امر را اخبار و اعلام لوط كرديم پس انكار نميشود كه خداى عز و جل چنان باشد كه