اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٢ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
كردم از افسونها كه آيا از قدر چيزى را دفع ميكنند فرمود كه آنها از جمله قدرند و حضرت ٧ فرمود كه قدريه مجوس اين امتاند و ايشان آنانند كه خواستند كه خدا را بعدلش وصف كنند پس او را از سلطنتش بيرون بردند و اين آيه در شأن ايشان نازل شده كه يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ يعنى روزى كه كشيده شوند گناهكاران در آتش دوزخ بر رويهاى خود يعنى ايشان را بر روى انداخته بكشند و بدوزخ افكنند و در نزد آن حال بايشان گويند كه بچشيد سودن دوزخ يعنى حرارت آتش و الم آن را و در بيان عدل خود و ميفرمايد كه بدرستى كه ما هر چيزى را آفريدهايم باندازه.
حديث كرد ما را ابو الحسين محمد بن ابراهيم بن اسحق فارسى عزائمى گفت عبد العزيز بن يحيى تميمى در بصره و احمد بن ابراهيم بن معلى بن اسد قمى گفتند كه حديث كرد ما را حديث كرد ما را ابو سعيد احمد بن محمد بن رميح نسوى گفت كه حديث كردند ما را محمد بن زكرياء غلابى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن عيسى بن زيد گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن موسى بن عبد اللَّه بن حسن از پدرش از پدرانش از حضرت حسن بن على از على بن ابى طالب ٧ كه از قول خداى عز و جل إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ سؤال شد فرمود كه خداى عز و جل ميفرمايد بدرستى كه ما هر چيزى را آفريدهايم از براى اهل آتش دوزخ باندازه كارهاى ايشان.
حديث كرد ما را پدرم «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن حسن كوفى از پدرش حسن بن على بن عبد اللَّه كوفى از جدش عبد اللَّه بن مغيره از اسماعيل بن سالم كه حضرت صادق سؤال شد از نماز در پشت سر كسى كه بقدر خداى عز و جل تكذيب ميكند و آن را باور ندارد فرمود بايد كه هر نمازى را كه در پشت سرش كرده اعاده كند و دو باره بجا آورد.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از پدرش از محمد بن سنان از زياد بن منذر از سعد بن طريف از اصبغ بن نباته كه گفت يا امير المؤمنين ٧