اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
و طبعى كه در آنها نشانيده شده يا بر آنها چون مركب سوار شده بسند است كه دلالت باشد و حدوث خلقت و آفرينش بر آنها در باب قديم بودنش كفايت ميكند و همچنين محكم گردانيدن صنعت آنها در باب عبرت و پند پس نه بسوى او حدى است كه منسوب باشد و نه او را مثلى كه مضروب باشد يعنى داستانى كه كسى بيان آن را تواند كرد و نه چيزى از او محجوب و پوشيده است برترى دارد از بيان داستانها و صفات آفريدهها برترى بزرگ و گواهى ميدهم باينكه خدائى نيست مگر خدا از روى گرويدن بپروردگاريش و بجهت مخالفت كردن با كسى كه او انكار كرده و شهادت ميدهم كه محمد بنده و رسول او است كه در بهترين قرار گاهى قرار داده شده و از صلبهاى بزرگوارتر و رحمهاى پاك و پاكيزه منتقل گرديده آنكه بيرون آورده شد از بهترين معدنها از روى اصل و فاضلترين منبتها از روى رستنگاه كه آن ذروه و بلندى منيعتر و اصلى عزيزتر است از درختى كه خدا پيغمبرانش را از آن آفريده و امينانش را از آن برگزيده درختى كه چوبش پاكيزه و خوشبو است و ستون و تنهاش معتدل و راست و برابر ايستاده و مهرهايش دراز و شاخههايش شاداب و تازه و ميوههايش رسيده و نواحى و آلاتش خوب و نيكو است كه در كرم و خوبى كشته و در حرم روياينده شده و بلند شد تا آنكه خداى تعالى او را نواخت و گرامى داشت و در آن پراكنده گرديده و بهر سو دويده و ميوه داده و عزت بهمرسانيده و امتناع نموده پس آن درخت بآن حضرت برترى يافت و بروح الامين يعنى جبرئيل و نور هويدا و كتابى كه در غايت روشنى يا روشنى بخش است كه عبارت است از قرآن مجيد و فرقان حميد و براق را از برايش مسخر و رام گردانيد و فرشتگان با او مصافحه كردند و شياطين را بواسطه او ترسانيد و بتان و خدايانى را كه پرستش ميشدند غير از آن جناب بآن حضرت در هم شكست سنت و روشش راه راست است و سيرتش عدل و راستى و حكمش حق و آنچه پروردگارش او را بآن امر فرموده آشكار نموده و امر را چنان آشكار فرمود كه محو نشود چنان كه شكاف آبگينه سر بهم نياورد و نپيوندد و آنچه را كه بر او بار فرموده بود بهر كسى رسانيد تا آنكه دعوتش را بتوحيد روشن گردانيد و در آفريدگان ظاهر ساخت كه نيست خدائى