اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٥ - «باب چهلم» در بيان كمتر چيزى كه در شناختن توحيد مجزى است
و آنكه محتاج نيست بعلت كه او را از عدم بسوى وجود آورده باشد بلكه هميشه ثبوت داشته و بخودى خود موجود بوده و مفقود نخواهد شد و آنكه چيزى مانند او نيست نه در ذات و نه در صفات و نه در غير اينها.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» از احمد بن محمد بن عيسى از حسين بن سعيد از نضر بن سويد از عاصم بن حميد كه آن را مرفوع ساخته گفت كه حضرت على بن الحسين ٨ از توحيد سؤال شد فرمود بدرستى كه خداى عز و جل دانست كه در آخر الزمان گروهى چند بهم خواهند رسيد كه متعمق باشند و در باب توحيد خدا بسيار دقت خواهند كرد پس سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ و چند آيه از سوره حديد را تا فرموده خويش وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ فرو فرستاد كه خدا را باين نحو بشناسند پس هر كه آنچه را كه بالاتر آنچه در آنجا يا غير از آن باشد قصد كند هلاك شود و نظم آيه در اول سوره حديد چنين است كه سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ يعنى تسبيح و تنزيه كرد خدا را آنچه در آسمانها است از فرشتگان و آفتاب و ماه و ستارگان و غير آن و آنچه در زمين است از حيوانات و نباتات و جمادات و غير آن و او است غالب در هر چه خواهد و دانا بهر چه فرمايد از براى او است پادشاهى در آسمانها و زمين زنده ميگرداند مردگان را و ميميراند زندگان را و بر همه چيز نهايت قدرت و توانائى دارد اوست اول و پيش از همه موجودات كه پيش از او چيزى نبوده و آخر بعد از فناى ممكنات كه بعد از او چيزى نخواهد بود چه او را نهايتى نيست و ظاهر و هويدا كه وجودش در هر چه بنگرى