اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٢٣ - «باب سى و هشتم» در ذكر عظمت و بزرگى خداى عز و جل
يكى از آتش و ديگرى از برف است و چون وقت نماز حاضر شود بر انگشتانش بايستد و گردنش را از زير عرش بلند كند بعد از آن بالهاى خود را بر هم زند چنان كه خروسها در منزلهاى شما بالها را بر هم ميزنند پس نه آن بالى كه ار آتش است برف را ميگدازد و نه آن بالى كه از برفست آتش را فرو مىنشاند و آواز ميكند كه
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا سيد النبيين و ان وصيه سيد الوصيين و ان الله سبوح قدوس رب الملائكة و الروح
يعنى گواهى ميدهم باينكه نيست خدائى مگر خدا در حالى كه تنها است و شريكى از برايش نيست و گواهى ميدهم باينكه محمد سيد و بزرگ پيغمبرانست و باينكه وصيش سيد اوصياء ايشانست و باينكه خدا پاكست از هر بدى و بغايت پاك و پاكيزه و پروردگار فرشتگان و روح است و حضرت فرمود كه پس خروسها در منزلهاى شما بالهاى خود را بر هم ميزنند و آن را از گفتارش جواب مىدهند و اين معنى قول خداى عز و جل است كه وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ و حضرت فرمود يعنى هر يك از خروسها كه در زمينند «مترجم گويد» كه ظاهر اين حديث آنست كه مراد از كل هر يك از خروسها باشد و ضمير صلاته و تسبيحه بخروس عرش راجع باشد و مفسر آن بهر يك از اهل آسمان و زمين و مرغان تفسير كردهاند و دو ضمير را بسوى كل يا خدا برگردانيدهاند چنان كه ظاهر آيه اينست حديث كرد ما را پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن على از يونس بن يعقوب از عمرو بن مروان از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى تبارك و تعالى را فرشتگانى چند هست كه نصفههاى ايشان از تگرگست و نصفههاى ايشان از آتش و اين را ميگويند كه يا مؤلف بين البرد و النار ثبت قلوبنا على طاعتك يعنى اى الفت دهنده ميان تگرگ و آتش دلهاى ما را بر فرمانبرداريت ثابت بدار و مؤلف ميگويد كه بزودى اخبارى را كه روايت آنها بمن رسيده در باب ذكر