زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٧٦ - (دلائل حضرت صاحب الامر
پنجاه درهم از مال امام ٧ جمع شده بود، من از ارسال آن مال خوددارى كردم و پس از مدتى بيست و پنج درهم براى اسدى فرستادم و براى او ننوشتم كه چه مقدار از آن مال من است، بعد از اين نامهاى رسيد كه: پانصد درهم به ما رسيد كه بيست و پنج درهم از آن به شما تعلق داشت.
١١- از حسين بن محمد اشعرى روايت كرده كه گفت: حضرت امام حسن عسكرى ٧ براى من مينوشت كه مستمرى جنيد و ابو الحسن و رفيقش را بدهم، پس از اينكه امام ٧ وفات كردند از حضرت صاحب الامر سلام اللَّه عليه نامهاى رسيد كه مستمرى ابو الحسن و رفيق او را بپردازيد، ولى در مورد جنيد چيزى نگفته بودند من از اين جريان غمگين شدم و پس از مدتى معلوم شد كه جنيد فوت كرده است، و من دانستم كه قطع مستمرى او براى اين جهت بوده است.
١٢- از ابو عقيل عيسى بن نصر روايت كرده كه گفت: على بن زياد صيمرى براى ناحيه مقدسه نوشتند كه براى او كفنى بفرستند، در جواب نوشته شد كه تو سال هشتاد احتياج پيدا خواهى كرد و در سال معهود براى او كفنى فرستادند.
١٣- از محمد بن هارون بن عمران همدانى روايت كرده كه گفت: ناحيه مقدسه پانصد دينار از من طلب داشت و من هم بسيار تنگ دست بودم؛ در اين هنگام بنظرم رسيد دكانهاى خود را كه با پانصد و سى دينار خريدهام در مقابل پانصد دينار به ناحيه مقدسه واگذار كنم، و اين جريان را با كسى هم در ميان نگذاشتم، پس از چند روز توقيعى براى محمد بن جعفر رسيد كه دكانها را از محمد بن هارون در مقابل پانصد دينار طلب ما تحويل بگيريد.
١٤- و از حسين بن حسن علوى روايت كرده كه وى گفت: به عبد اللَّه بن سليمان وزير اطلاع دادند كه گروهى به عنوان وكلاى صاحب الامر در ميان مردم وجود دارند و اموالى از طرف مردم به آنان ميرسد، عبد اللَّه دستور داد آنها را دستگير كنند، به وزير گفتند: بهتر است گروهى را وادار كنيم تا به عنوان پرداخت پول نزد اين افراد بروند و هنگامى كه همه را شناختيم دستگيرشان ميكنيم، وكلاى حضرت مهدى ٧ از اين